پایگاه خبری تحلیلی پیام فارس

آخرين مطالب

شبیه‌خوانی، ادای دین به اهل‌بیت(ع) است مقالات

شبیه‌خوانی، ادای دین به اهل‌بیت(ع) است
  بزرگنمايي:

پیام فارس- وی که به قول خودش قریب به پنجاه سال به صورت مستمر در مجالس تعزیه شرکت داشته و در نقش شمر بن ذی‌الجوشن در تعزیه روز عاشورا به ایفای نقش پرداخته و تجارب و خاطرات زیادی را کسب کرده معتقد است: هنر تعزیه یا همان شبیه‌خوانی هنری است که سینه به سینه و بصورت سنتی برگزار می‌شود و برای شناخت آن می‌بایست تعزیه‌خوان و یا بیننده پیش‌زمینه‌ای از تاریخ حادثه عاشورا و همچنین شناخت شخصیت‌های مختلف این واقعه در هر دو طرف داشته باشد.

وی تاریخچه تعزیه‌خوانی در مُهر را بیش از 150 سال می‌داند.

محمد بهار متولد مُهر و از سن 19 سالگی در گروه تعزیه‌خوانی این شهر فعالیت کرده‌ است.

وی گفت:‌در ابتدا نقش حرمله را در شبیه‌خوانی روز عاشورا بر عهده داشتم و بیشتر به صورت مخالف‌خوانی (نقش منفی)‌ ایفای نقش پرداختم اما پس از هشت سال و درست یک روز قبل از برگزاری تعزیه عاشورا، پدرم به دلیل بیماری قادر به انجام نقش شمر که سال‌ها در اختیار خودش بود نشد و به همین دلیل به پیشنهاد خودش و برخی از بزرگان و گردانندگان تعزیه اجرای این نقش به من پیشنهاد شد و تا سال 1382 آن را به صورت مستمر اجرا کردم.

وی در مورد علاقه خود به این نقش گفت: معقدم حضور در تعزیه و بازخوانی واقعه عاشورا و نیز نشان دادن سرگذشت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و نیز رنج و محنت‌هایی که اهل بیتش تحمل کرده‌اند با هر وسیله، امکاناتی اعم از اینکه برپایی مجلس عزاداری ایشان باشد و یا حضور در شبیه‌خوانی باشد، اجر و قرب دارد و بنده نیز بحمدالله تا جایی که در توان داشته‌ام در اجرای آن تلاش کردم و از اینکه در نقش مخالف‌خوان ظاهر شدم پشیمان هم نیستم چرا که تنها و تنها هدف زنده نگه داشتن این حادثه عظیم بوده است.

بهار ادامه داد:‌رفته رفته با گذشت زمان به این نقش علاقه بیشتری پیدا کردم و حتی لباس مخصوص برای اجرای نقش شمر که هم اکنون نیز در تعزیه عاشورای شهر مُهر استفاده می‌شود با شوق فراوان تهیه کردم و کماکان در حال استفاده است.

وی با ذکر یکی از خاطرات خود از اجرای تعزیه عنوان می‌کند؛ یکسال در تعزیه روز عاشورا، فردی که به این شهر آمده بود به تماشای تعزیه آمد. دوستان که برایم نقل کردند، ایشان چنان غرق در تماشای تعزیه و حرکات من در لحظه شهادت امام حسین بود که همانجا حال روحی خود را از دست داد و پس از اتمام مراسم و بازگشت به خانه از ترس بدرود حیات گفت که این یکی از خاطرات تلخ این نقش من بوده است.

این پیشکسوت تعزیه پیرامون مصائب و سختی‌هایی که نسبت به حضور در نقش مخالف خوانی داشته است افزود؛ اوایل کار ایفای این نقش برای من خیلی سخت بود و اذیت می‌شدم و از طرفی چون نقش مخالف‌خوان و یا به قول محلی‌ها، اشقیاء‌خوانی را برعهده داشتم، به دلیل شور و هیجان و برخی حرکات خاصی که در میدان انجام می‌دادم، از جانب تعدادی از دوستان و بعضا نزدیکان مورد شماتت قرار می‌گرفتم و یا پس از اتمام مراسم تعزیه‌خوانی، بنده را به شوخی عمرسعد و شمر صدا می‌زدند گاهی می شد که پشیمان می شدم اما مجددا به دلیل همان هدفی که عرض کردم در انجام آن مصمم‌تر می‌شدم.

وی در پاسخ به این سوال که چطور توانستید در اجرای نقش مخالف خوانی در تعزیه به شهرت برسید گفت: الگوی اصلی بنده از زمان ورود به تعزیه خوانی و اجرای این نقش مرحوم پدرم بود و برای آشنایی بیشتر با شخصیت شمر از از روایت‌های نقل شده حادثه عاشورا و مقاتل مختلف مثل لهوف سید بن طاووس مطالعه ‌می‌کردم و همچنین از عالمان دینی که در این منطقه فعالیت داشتند و منبری می رفتند سوال می کردم که متاسفانه این موضوع در تعزیه خوان‌های جدید کمتر دیده می‌شود.

محمد بهار در مورد حس و حال پس از اجرای تعزیه و شهادت امام حسین نیز می‌گوید: ایام محرم حال و هوای خاصی دارد و عشق به آقا امام حسین (ع) از دوران کودکی در وجود همه دوست‌داران حضرت بالاخص مردم معتقد و مذهبی این منطقه و شهر مُهر که از دیرباز مرکز نشر معارف اسلامی در این منطقه بوده، شهره عام و خاص است و بنده نیز سعی کرده‌ام از این قافله عقب نمانم.

وی این را نیز گفت:‌حال روحی من پس از اجرای این نقش برای لحظاتی دگرگون می شد که چرا فلان حرکت را انجام دادم و یا اینکه دل اهل بیت را رنجانده باشم ولی به هرحال با توسل به آقا امام حسین(ع) بهتر می شدم و از طرفی مجلس عزاداری حضرت که از زمان پدربزرگ و پدرم برگزار می‌شد و خودم نیز پس از ایشان ادامه داده‌ام که به نوعی در مقابل نقش روز عاشورا موجب تسلی خاطرم می‌شد.


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

قَشُو رَشُو، نماد یادگارهای نقش بسته در ذهن شیرازیان

این حلزون به زندگی شتاب می دهد

حافظِ عقل‌رمیده

فارس در مسیر توسعه

مرکز سرطان جنوب چشم انتظار خیرین

تقسیمات کشوری،‌ میوه ممنوعه در تبلیغات انتخاباتی

آش با جاش ، زیر ذره‌بین نظارت

پسرکی که به چاه کودک‌آزاری افتاد

بین کدام خطوط باید راند؟

تکدی گری داستان بی‌پایان

داستان ژاندارک شیراز

جا‌خالی شورای شهر در تغییر کاربری باغات قصردشت

توصیه‌هایی برای دانشجویان خوابگاهی

کارت و حرف کسی را نمی‌خوانیم

پویش فعالان فضای مجازی فارس برای تهیه لوازم التحریر/مشقی برای مهر

مصادره باغ‌های متخلفان در فارس، پایان‌بخش فساد است؟

کشت برنج ، کشت به رنج

این سفره‌ها آب ندارد آن سفره‌ها نان دارد

مصیبت "باجگاه"، تلنگری برای ارتقای امکانات دانشگاه شیراز

تله های مجرمانه در شبکه های اجتماعی

سودای شهرت هنری در گرداب کلاهبرداری‌های مجازی

داستان غلبه اراده بر معلولیت

بازتاب واکنش ایران به ادعای سایت آباده در مطبوعات فارس

آیین عاشورایی چک چکو در استهبان برگزار شد

شبیه‌خوانی، ادای دین به اهل‌بیت(ع) است

آیین‌های محرمی فارس

در خانه‌باغ سالمندی

داغ ماندگار بر پیشانی قربانیان

انتخاب نامناسب استراتژی توسعه مشکل بزرگ توسعه فارس

گردهمایی ژن‌های معیوب برای سوزاندن ریه

بنری دیگر در شیراز حاشیه ساز شد

منتقدان تابلو

هندوانه به شرط چرخ تراکتور

استاندار به دادپتروشیمی های فارس برسد/ پروژه ها ازبن بست خارج شود

پارسی‌ها راویان قصه‌های شیرین شدند/آینده ساختنی شد

دستفروشی کاسبی یا مزاحمت!

بیشترین آرتروز در مفصل زانو رخ می‌دهد

کمالک؛ باغی که در سکوت ویران شد

ارگ کریم‌خان شیراز بازهم جولانگاه عنکبوت‌ها شد

نشست های «الف» در شیراز آغاز شد/ جلسات نقد و اجرای موسیقی نوگرا

تن تشنه زمین، فروریخت

کمبود نیرو و فراخوان فرهنگیان بازنشسته فارس برای تدریس

انسان در عرفان اسلامی بنیان هنر خداوند است

آتش، پرونده ارگ کریم‌خان را بازگشود

هیس، اینجا بیمارستان است

خبرنگاری به‌روایت زنان

شیراز و انتظار برای گرفتن نشان جهانی صنایع‌دستی

کرانه‌هایی که پا پس می‌کشند

تالاسمی، درد بی‌پایان

مصوبه درمانی حال بختگان راخوب نکرد/کشت بالادست آبی باقی نمی گذارد