شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
سیاسی

سرمقاله خراسان/ چرا رسانه‌های خارجی، ترامپ را بازنده می‌دانند؟

سرمقاله خراسان/ چرا رسانه‌های خارجی، ترامپ را بازنده می‌دانند؟
پیام فارس - خراسان / «چرا رسانه‌های خارجی، ترامپ را بازنده می‌دانند؟ » عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم سیدناصر نعمتی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: جنگ ...
  بزرگنمايي:

پیام فارس - خراسان / «چرا رسانه‌های خارجی، ترامپ را بازنده می‌دانند؟ » عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم سیدناصر نعمتی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران از همان روزهای اول نه فقط یک میدان نبرد نظامی، بلکه عرصه‌ای برای آزمودن نظم جهانی و معادلات قدرت بود. امروز پس از چند ماه درگیری و زمزمه های تفاهم، این پرسش اساسی مطرح است: آیا پیروز جنگ ترامپ است که اصطلاحا هرجا توانسته بمب انداخته یا کسی که پس از پایان جنگ می‌تواند معادلات را به نفع خود تغییر دهد؟
ایران در این جنگ هزینه‌های سنگینی پرداخت. هزاران غیرنظامی جان باختند، زیرساخت‌های کشور آسیب دید و اقتصاد کشور با چالش مواجه شد. جنگ گزینه مطلوب هیچ جامعه‌ای نیست و نباید این تخریب‌ها را پوشاند.
نکته این جاست که ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی هم در دستیابی به اهداف راهبردی خود ناکام ماندند و ایران با وجود تمام آسیب‌ها از این جنگ با دستاوردهای تاریخی بیرون آمده است. این جمع‌بندی رسانه‌های بین‌المللی از بررسی ابعاد مختلف جنگ است. 
تنگه هرمز به قوی‌ترین اهرم فشار ایران تبدیل شده است. این تنگه که روزانه حدود یک‌پنجم نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند، اکنون به عنوان یک سلاح بازدارنده در دستان ایران عمل می‌کند و با اعلام بسته شدن تنگه، قیمت جهانی نفت جابه جا می‌شود. به گزارش نیویورک تایمز، ایران خود را به عنوان «دروازه‌بان تنگه هرمز» تثبیت کرده است. براساس تحلیل الجزیره، ایران «برتری نامتقارن بر تنگه هرمز» را حفظ کرده و آن را به اهرمی برای چانه‌زنی دیپلماتیک و دریافت هزینه‌های اقتصادی بدل ساخته است.
شکست اهداف نظامی؛ آمریکا و رژیم صهیونیستی با اهدافی چون نابودی توان موشکی ایران، توقف برنامه هسته‌ای و در نهایت تغییر رفتار یا سقوط نظام وارد جنگ شدند. اما همه این اهداف محقق نشد. الجزیره در گزارشی تأکید می‌کند: «ترامپ و نتانیاهو در دستیابی به اهداف اعلام‌شده خود ناکام ماندند». میدل ایست آی نیز در تحلیلی با عنوان «استراتژی آمریکا و اسرائیل در برابر ایران شکست خورده است»، علت را «اهداف جنگی ناسازگار و فقدان تعریف مشخصی از پیروزی» می‌داند. اما مهم‌تر از همه، اعترافات اطلاعاتی آمریکاست که سی‌ان‌ان به نقل از منابع آگاه درباره اش گزارش داده و نوشته «حدود نیمی از توان موشکی ایران و هزاران پهپاد یک‌طرفه هنوز دست نخورده باقی مانده است». جان میرشایمر استاد دانشگاه شیکاگو این جنگ را «یک اشتباه بزرگ» توصیف کرده و گفته است که واشنگتن «نمی‌داند چگونه خود را از این باتلاق نجات دهد». 
اختلاف آمریکا و متحدان؛ جنگ نه تنها دشمن را متحد نکرد، بلکه تنش‌های پنهان میان واشنگتن، تل‌آویو و اروپا را به نمایش گذاشت. اس‌سی‌ام‌پی گزارش داد که استراتژی «وحدت میادین» ایران، «شکاف بین آمریکا و اسرائیل را آشکار کرده است». این اختلاف به جایی رسید که ترامپ به صراحت درباره محدود کردن اقدامات رژیم صهیونیستی صحبت کرد. درباره اروپا هم که نیازی به صحبت نیست از فرانسه تا انگلیس بارها در حرف و عمل پای خود را از اتحاد با آمریکا در این جنگ کنار کشیدند و مورد تهدید ترامپ قرار گرفتند.
شکست اخلاقی؛ جنگ اخیر استاندارد دوگانه غرب در قبال جان انسان‌ها را بیش از پیش آشکار کرد. در حالی که رسانه‌های غربی هر تلفاتی در اوکراین را پوشش می‌دهند، کشته‌شدگان ایرانی سهم کمتری از توجه را دریافت می‌کنند. سازمان پکس این تناقض را «سکوت در برابر قربانیان ایرانی» توصیف کرده است. بمباران مدرسه میناب که منجر به کشته شدن ۱۶۸ دانش‌آموز دختر و پسر و معلم با موشک‌های تاماهاک شد، به نمادی از این جنایت تبدیل شد. ارسال دومین موشک پس از حمله اول که معمولا برای هدف قرار دادن امدادگران و افراد مراجعه کننده به محل اصابت طراحی می‌شود، خشم نهادهای مدافع حقوق بشر را برانگیخت. هندوستان تایمز نیز در گزارشی در این باره آمریکا را به «روان‌پریشی سیاسی» متهم کرد. کارشناسان سازمان ملل هم حملات به مدارس و مراکز درمانی را «نقض فاحش حقوق بشردوستانه» دانسته‌اند. 
ظهور ایران به عنوان یک ابرقدرت؛ شاید مهم‌ترین اتفاق جنگ خروج ایران از آن با موقعیتی بسیار قدرتمندتر از قبل است. به گزارش فارین افرز، «جنگ، ایران جدیدی را پدید آورده است که خاورمیانه را برای سال‌های آینده دگرگون خواهد کرد». تحلیل‌ها نشان می‌دهد ایران بدون شکستن خطوط قرمز خود مانند برنامه هسته‌ای و توان موشکی و بدون عقب‌نشینی از مواضع کلیدی‌اش مثل تنگه هرمز توانست آمریکا را به میز مذاکره وادار کند. آتلانتیک نیز این وضعیت را «کیش‌ و مات ترامپ در ایران» توصیف کرده و می‌نویسد: «آمریکا نمی‌تواند پیامدهای باخت در این جنگ را معکوس یا نادیده بگیرد.»
 این جنگ هیچ وقت مورد پسند مردم و نظام سیاسی ایران نبوده و نیست اما تحلیل رسانه‌های خارجی این است که نقطه عطفی در معادلات جهانی بود. ایران ثابت کرد که در عصر مدرن «ابرقدرت» بودن تنها با بمب‌های پیشرفته معنا نمی‌شود، بلکه با اراده، تاب‌آوری و هوشمندی جغرافیایی معنا پیدا می‌کند. این دستاوردها ما را از واقعیت تلخ هزینه‌های انسانی و اقتصادی غافل نمی‌کند اما با نگاهی به اظهارات مقامات سیاسی خارجی و تحلیل‌های رسانه‌های بین‌المللی نمی‌توان منکر این واقعیت شد که نقشه جدید قدرت در جهان دیگر با خط‌کش‌های قبلی قابل ارزیابی نیست و خیلی چیزها فرق کرده است.
بازار


نظرات شما