پیام فارس - همزمانی فعالیت مربیان تیمهای ملی و باشگاهی در فوتبال و فوتسال زنان بار دیگر محل پرسش شده و تصمیمهای متفاوت فدراسیون فوتبال ابهامهایی درباره نحوه اجرای مقررات ایجاد کرده است.
به گزارش خبرنگار مهر، نوزدهمین دوره لیگ برتر فوتبال زنان از هفته آینده آغاز میشود و ۱۰ تیم حاضر در این رقابتها در روزهای پایانی پیشفصل مشغول تکمیل کادر فنی، ترکیب بازیکنان و برنامههای خود برای فصل جدید هستند. حضور همزمان استقلال و پرسپولیس نیز توجه بیشتری را متوجه این رقابتها کرده و انتظار میرود فصل جدید با حساسیت و جذابیت بیشتری دنبال شود؛ موضوعی که اهمیت ثبات در ساختار فنی تیمها را دوچندان کرده است.
در همین شرایط یک مسئله بار دیگر فوتبال زنان را درگیر کرده موضوعی که مستقیماً به تیم ملی و تصمیمهای فدراسیون فوتبال ارتباط دارد. تیم ملی فوتبال زنان پس از پایان جام ملتهای آسیا عملاً رویداد رسمی مهمی در پیش ندارد و تا آغاز مرحله انتخابی جام ملتهای آسیا ۲۰۳۰ نیز فاصله قابل توجهی وجود دارد. با این حال فدراسیون در آستانه شروع فصل جدید لیگ برتر اردوی تیم ملی را برگزار کرده و همزمان بحث ادامه فعالیت سرمربی تیم ملی در یک باشگاه نیز مطرح است.
لیگ در آستانه شروع وتیم ملی بدون برنامه جدی
اردوی تیم ملی فوتبال زنان در شرایطی برگزار شده که لیگ برتر در آستانه آغاز قرار دارد و همین مسئله زمان شروع مسابقات باشگاهی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. از سوی دیگر مرضیه جعفری که هدایت تیم ملی را برعهده دارد همچنان سرمربی خاتون بم است؛ تیمی که یکی از مدعیان اصلی قهرمانی لیگ برتر و نماینده ایران در لیگ قهرمانان زنان آسیاست.
مسئله اصلی اما توانایی فنی جعفری نیست. کارنامه او نشان میدهد که یکی از موفقترین مربیان فوتبال زنان ایران است. بحث بر سر قانون و برابری شرایط رقابت است. اینکه آیا یک مربی میتواند همزمان هدایت تیم ملی و یک باشگاه را برعهده داشته باشد و اگر چنین امکانی وجود دارد مبنای قانونی آن چیست؟

اعتراض مربیان به یک تصمیم بحثبرانگیز
سال گذشته برای فعالیت همزمان جعفری در تیم ملی و خاتون بم با توجه به حضور خاتون در لیگ قهرمانان آسیا و تیم ملی در جام ملتهای آسیا استثنایی در نظر گرفته شد. شرایط فصل جدید اما متفاوت است. لیگ برتر در آستانه شروع قرار دارد و خاتون نیز علاوه بر رقابتهای داخلی در آسیا به میدان خواهد رفت.
همین مسئله باعث شده برخی سرمربیان لیگ برتری نسبت به ادامه این وضعیت معترض باشند. پرسش آنها این است که چرا در شرایطی که اضطرار مشابه فصل گذشته وجود ندارد یک مربی باید همزمان مسئولیت تیم ملی و یک باشگاه را برعهده داشته باشد؟
این اعتراض الزاماً متوجه شخص جعفری نیست بلکه بیشتر به تصمیم فدراسیون مربوط میشود؛ تصمیمی که از نگاه منتقدان میتواند توازن رقابت در لیگ را تحت تأثیر قرار دهد. اگر فعالیت همزمان مربیان ملی و باشگاهی ممنوع است استثنا باید دلیل مشخص و قابل دفاع داشته باشد و اگر چنین فعالیتی مجاز است باید ضابطهای یکسان برای همه وجود داشته باشد.
ماجرا فقط فوتبال نیست
اما این مسئله تنها به فوتبال زنان محدود نمیشود و نمونهای مشابه در فوتسال نیز دیده میشود. فاطمه شریف سرمربی تیم ملی فوتسال جوانان در حال آمادهسازی این تیم برای حضور در بازیهای المپیک جوانان ۲۰۲۶ داکار است؛ رقابتهایی مهم که تیم ملی ایران در آن با ایتالیا، کامرون و کاستاریکا روبهرو خواهد شد.
در همین حال شریف در فصل جدید هدایت پالایش نفت آبادان در لیگ برتر فوتسال زنان را نیز برعهده گرفته است. به این ترتیب یک مربی همزمان مسئولیت یک تیم ملی و یک تیم باشگاهی را در اختیار دارد وضعیتی که شباهت زیادی به پرونده مرضیه جعفری در فوتبال زنان دارد.

المپیک داکار و مسئولیتی که تمرکز میخواهد
تیم ملی فوتسال جوانان قرار است در یک رویداد مهم بینالمللی حاضر شود و طبیعتاً آمادهسازی چنین تیمی نیازمند برنامهریزی دقیق و تمرکز کادر فنی است. از سوی دیگر سرمربی یک تیم لیگ برتری نیز در طول فصل با تمرین، مسابقه، سفر و مسائل فنی و مدیریتی باشگاه درگیر خواهد بود.
پرسش اینجاست که اگر فعالیت همزمان مربی ملی و باشگاهی از نظر فدراسیون مشکلی ندارد چرا همین موضوع در فوتبال زنان به محل اعتراض مربیان تبدیل شده است؟ اگر این شیوه برخلاف مقررات است چگونه نمونه مشابه آن در فوتسال نیز شکل گرفته است؟
البته مقایسه این دو پرونده به معنای زیر سؤال بردن توانایی فنی جعفری یا شریف نیست. هر دو مربی از چهرههای شناختهشده ورزش زنان هستند و بحث اصلی نحوه تصمیمگیری و اجرای مقررات از سوی فدراسیون فوتبال است.
قانون یک بار برای همه
در نهایت مسئله اصلی مرضیه جعفری یا فاطمه شریف نیستند. مسئله رویکرد فدراسیون فوتبال در قبال قانون فعالیت همزمان مربیان ملی و باشگاهی است.
فدراسیون نمیتواند از باشگاهها انتظار اجرای دقیق قوانین و مقررات را داشته باشد اما در مورد مربیان تیمهای ملی و باشگاهی با تفسیرهای متفاوت عمل کند. اگر فعالیت همزمان ممنوع است باید برای همه ممنوع باشد و اگر مجاز است باید شرایط آن برای تمام مربیان یکسان تعریف شود.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که باشگاهها برای فصل جدید هزینه کردهاند، کادر فنی خود را بستهاند و برای رقابت در یک فصل فشرده آماده میشوند. طبیعی است که آنها انتظار داشته باشند قواعد مسابقه برای همه یکسان باشد.
فدراسیون باید پاسخ بدهد
اکنون که لیگ برتر فوتبال زنان در آستانه شروع است و فوتسال زنان نیز فصل جدید خود را پیش رو دارد فدراسیون فوتبال باید تکلیف این موضوع را روشن کند. آیا حضور همزمان سرمربی تیم ملی و باشگاهی مجاز است؟ اگر بله این اجازه بر اساس کدام مقررات صادر میشود و چه شرایطی دارد؟ اگر ممنوع است چرا در پروندههای مختلف شاهد استثنا هستیم؟