پیام فارس - در آستانه بیستم مهرماه، روز بزرگداشت لسانالغیب، شیراز بار دیگر کانون توجه ادیبان و دوستداران فرهنگ در سراسر جهان قرار گرفت؛ شاعری که دیوانش نه تنها در ایران، بلکه در تمامی محافل ادبی جهان، مرجع معرفت و معناست.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما مرکز فارس ، شیراز، نه تنها جغرافیایی بر نقشه، که تجسمی از روح و غزل ایران است؛ شهری که نامش با «حافظ» گره خورده و مرزهای جهان را درنوردیده است. امروز، نام شیراز همچون دیوانی کهن از اشعار حافظ شیرازی، بر پیشانی فرهنگ جهانی میدرخشد؛ روایتی از پیوندِ دیرینه خاکِ خوشسیرتِ فارس با کلامی که فراتر از زمان، هر جانِ مشتاقی را به حریمِ آرامگاهِ حافظ میکشاند تا در سایهسارِ او، عطرِ جهانیِ شیراز را استشمام کنند.
شیراز تنها با تکیه بر ابنیهی تاریخیاش در جهان قد علم نکرده، بلکه آنچه این شهر را در فهرستِ مقاصدِ اصلی گردشگرانِ فرهنگی قرار داده، «روحِ غزل» است که در فضایِ آن جاری است. حافظ، به عنوانِ قلهی ادبیاتِ فارسی، نفوذی فراتر از مرزهای جغرافیایی داشته است؛ چنانکه «یوهان ولفگانگ فون گوته»، شاعر و فیلسوفِ آلمانی، در اثرِ سترگِ خود «دیوان غربی-شرقی» (West-östlicher Divan)، صراحتاً شیراز را زادگاهِ حکمت و عرفانی میداند که جهانیان را مسحور کرده است.
مطالعاتِ تطبیقیِ ادبیات نشان میدهد که حافظخوانی در محافلِ دانشگاهیِ اروپا و آمریکا، شیراز را به یک «نقطه کانونی» در اذهانِ متفکرانِ جهان تبدیل کرده است. حافظیه، به عنوانِ قلبِ تپندهی این میراث، دیگر نه یک بنای سنگی، بلکه یک زیارتگاهِ فرهنگی است که معماریاش با توازن و هندسهای که بازتابِ نظمِ کائنات است، آرامشی متناسب با وزنِ غزلهای لسانالغیب ارائه میدهد.
امروز، گردشگریِ ادبی در شیراز، با ترکیبِ میراثِ ملموس (معماری) و ناملموس (غزلخوانی)، الگویی علمی از برندینگِ شهری ارائه داده است که فراتر از هر نوع تبلیغِ محیطی، شیراز را به عنوانِ پایتختِ غزلِ جهان در اذهان تثبیت میکند. این شهر، در سایهسارِ حافظ، بیش از آنکه یک شهر باشد، یک «تجربه» است؛ تجربهای از پیوندِ میانِ خاک و کلام که هر مسافری را برایِ ساعتی هم که شده، شهروندِ این جهانشهرِ غزل میکند.

وجود آثار متنوع تاریخی و فرهنگی، ادبا، عرفا و شعرای مختلف در این استان پهناور، همواره سبب شهرت ایران و به ویژه شهر جنت طراز شیراز شده است.
شمس الدین حافظ شیرازی، که بارها در غزلیات خود شیرازی بودنش را گوشزد کرده است همه ایرانیان و بخش زیادی از جهانیان میشناسند و در دنیا نمیتوان فرد علاقهمند به شعر، ادب و موسیقی را یافت که نامی از حافظ شیرازی نشنیده باشد.
خوشا شیراز و وضع بی مثالش خداوندا نگهدار از زوالش
به شیراز آی و فیض روح قدسی بجوی از مردم صاحب کمالش
خواجه شمسالدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی معروف به لسانالغیب، ترجمان الاسرار، لسانالعرفا و ناظمالاولیا شاعر بزرگ سده هشتم ایران برابر قرن چهاردهم میلادی و یکی از سخنوران نامی جهان است.
دیوان شعر حافظ که بیش از ۴۰۰ بار به زبان فارسی و همچنین ٣٦ زبان ترجمه شده است، حدود ۵۰۰ غزل، دو مثنوی، چند قصیده، قطعه و تعدادی رباعی دارد.
با آن که حافظ غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی را پیوند زده است، اما نوآوری اصلی او در تک بیتهای درخشان، مستقل و خوش مضمون است.
حافظ سعدی را استاد سخن میداند، اما میگوید که در اشعارش از خواجوی کرمانی که شیراز را برای زندگی خود انتخاب کرده است، پیروی میکند.
استاد سخن سعدی است نزد همه کس،
اما دارد سخن حافظ طرز سخن خواجو
او از مهمترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته میشود و در سدههای هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبانهای اروپایی ترجمه شد و نام او به گونهای به محافل ادبی جهان غرب راه یافت.
در ایران زمین از کودکان تا کهنسالان، هرکس حداقل چند بیت از این شاعر بلند آوازه را بر یاد دارد و شب یلدا و عید نوروز خود را با زدن تفالی بر حافظ، ماندگار میکنند.
در نوروز، در کنار قرآن، کتاب حافظ را بر سر خوان هفت سین میگذارند و از او در مورد سالی که پیش رو دارند نظر میخواهند و شیرازیها هرجا گرهی در کارهاشان میبییند، تفالی به دیوان ارزشمند لسان الغیب میزنند تا راه گشای مشکلشان شود.
قدرت تاویل پذیری اشعار حافظ به حدی است که هر کس دیوان حافظ را باز میکند و غزلی میخواند، با توجه به شرایط روحی و حال و هوای خود برداشت خاصی از شعر دارد، گویی حافظ آن شعر را فقط برای حال آن لحظه او سروده است.
حافظ گرچه به مانند سعدی جهان گردی نکرد و از شهر و دیار خویش خارج نشد، اما دیوان او نام او را در سراسر جهان ماندگار کرد و همه همان طور که استاد غزل پیش بینی کرده بود، برای دیدار آرامگاهش، کیلومترها راه را میپیمایند تا به زیارت او بیایند.
بر سر تربت ما، چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

ادیبان ایرانی و شرقشناسان اروپایی اشعار حافظ را انقلابی در غزل سرایی میدانند.
یوهان ولفگانگ گوته (۱۸۳۲ - ۱۷۴۹ میلادی) شاعر و نابغه شهیر آلمانی، بزرگترین شخصیت ادبی قرن نوزدهم است. او در وصف حافظ چنین میسراید: «حافظ، خود را با تو برابر نهادن جز نشان دیوانگی نیست. تو آن کشتیای هستی که مغرورانه باد در بادبان افکنده و سینه دریا را میشکافد و پا بر سر امواج مینهد، و من آن تخته پارهام که بیخودانه سیلی خور اقیانوسم. در دل سخن شورانگیز تو گاه موجی از پس موج دیگر میزاید و گاه دریایی از آتش، تلاطم میکند. اما مرا این موج آتشین در کام خویش میکشد و فرو میبرد. با این همه، هنوز در خود جراتی اندک مییابم که خویش را مریدی از مریدان تو شمارم.»
حافظ شاعری صاحب سبک و تأثیر گذار زبان فارسی است و به گونهای سخن گفته که سبک و شیوه شاعری پس از خود را تحت شعاع قرار داده تا جایی که دریافت سبک و تبیین هنر او در غزل سرایی به منزله ایجاد خط فاصلی میان قبل و بعد از او تلقی میشود.
خواجه شمس الدین، از بزرگترین شاعران نغزگوی ادبیات فارسی است و نگاهش به جهان هستی نگاهی فراگیر است به گونهای که همه مسایل مادی و معنوی را با بیانی شیرین و محکم و با بکارگیری استعاره و تشبیه، ایهام و مجاز و سایر صناعات ادبی بیان میکند.
گستردگی معنایی در شعر او به حدی است که هر کس از دیدگاه خویش مفاهیم ذهنی متناسب با تفکر خود را در شعرش پیدا میکند و نظری خاص درباره او ارائه میدهد.
اصطلاحات عرفانی که در شعر حافظ به کار برده میشود، در اثر آگاهی کامل و شناخت معنایی صحیح است، اما به واقع حافظ قبل از اینکه عارف باشد شاعری بزرگ و تواناست و تفکر شاعرانهاش بر عرفان او برتری دارد. حافظ دیدگاه عارفانه و امیدوار کننده دارد و عرفان به مفهوم واقعی کلمه در اشعار او نمایان است و در شعرش همواره امید به آیندهای روشن را نوید میدهد به گونهای که مخاطب با مطالعه اشعارش به نوعی لذت معنوی دست مییابد.

حافظ شاعری است که در قرن حاکمیت زهد و ریا و خفقان، شعری فراگیر و رندانه دارد و از همه مسائل جهان هستی با بیانی ظریف و رندانه سخن میگوید و همواره از تظاهر و تزویر دوری میجوید و شعر برایش جنبهای متعالی و آرمانی دارد.
آن همه ناز و تنعم که خزان میفرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
خواجه شیراز که در نوجوانی قرآن را با چهارده روایت آن از بر کرده و از همین رو به حافظ ملقب شده، لطائف الحکم را با نکات قرآنی و با روشی رندانه، در اشعارش متجلی است.
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن زبر بخوانی با ۱۴ روایت
اشعار حافظ شیرازی با الهام از تعالیم ناب اسلامی و مفاهیم گرانقدر قرآنی سروده شده است و همگی این اشعار حاوی کنایات و استعارات زیبا و بی نظیر است.
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف، چون کمندشای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

رهبر شهیدانقلاب اسلامی اوج سخن را در کلام حافظ دانسته و فرمودند: «حافظ شیرازى صرفا یک هنرمند نیست؛ بلکه معارف بلندى نیز در کلمات او وجود دارد.»
در سالهای اخیر و براساس طرحی که از سوی بنیاد فارسشناسی ارایه شد، روز بیستم مهرماه بهعنوان یادروز حافظ در تقویم ملی ایران ثبت شد و همه ساله در شیراز، تهران، تبریز و بسیاری از شهرهای ایران و همچنین در آلمان، فرانسه، انگلستان و بسیاری از شهرها و کشورهای جهان، مراسم بزرگداشت خواجه شمسالدین محمد، حافظ شیرازی، برگزار میشود.
شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است
آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش
کارشناسان هنر، معتقدند که حافظ علاوه بر عرفان و شعر، موسیقی و خطاطی را به خوبی میشناخته، به گونهای که اشعار او برای خوانندگان و خطاطان، بهترین انتخاب است.
به اعتقاد کارشناسان، پیام حافظ نیاز امروز جامعه بشریت است و دیدگاه این شاعر پرآوازه کشورمان باید به گفتمان رایج جامعه و دنیا تبدیل شود.
آرامگاه خواجه اهل راز ۱۸ آبان سال ۱۳۵۴ با شماره ۱۰۰۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و بنیاد ملی علم ایران کرسی حافظ را با هدف عمومی سازی گفتمان این شاعر بلندآوازه و رساندن پیام وی به دنیا راه اندازی کرده است.
* مریم شمس
تحریریه خبرگزاری صداوسیمای فارس