سه شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵
سیاسی

سرمقاله روزنامه روزنامه جوان: تضمین با کیست؟

سرمقاله روزنامه روزنامه جوان: تضمین با کیست؟
پیام فارس - روزنامه جوان/ «تضمین با کیست؟» عنوان سرمقاله در روزنامه روزنامه جوان به قلم غلامرضا صادقیان است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: چین و روسیه به مذاکرات ...
  بزرگنمايي:

پیام فارس - روزنامه جوان / «تضمین با کیست؟» عنوان سرمقاله در روزنامه روزنامه جوان به قلم غلامرضا صادقیان است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
چین و روسیه به مذاکرات ایران نزدیک شده‌اند. این خبر را در چند سطح می‌توان تحلیل کرد. نخست آنکه پشتوانه ایران برای رسیدن به توافق، چین و روسیه نیستند؛ این صرفاً تلاشی از سوی ایران برای تبدیل موازنه میدانی به اهرم دیپلماتیک است. ایران می‌خواهد محک بزند که آیا ورود قدرت‌های بزرگ می‌تواند توافقی را ممکن کند که خودش به‌تنهایی هزینه نقض آن را نپردازد یا نه. ایران منتظر میانجی‌گری چین و روسیه نیست و خودش چارچوبی اجرایی و زمان‌بندی‌شده روی میز گذاشته است؛ همان نسخه فشرده پیشنهاد هفت‌مرحله‌ای که می‌تواند در دو روز اجرا شود.
در سطحی دیگر، چین و روسیه هیچ‌گاه کاملاً کنار یا بیرون از این ماجرا نبوده‌اند. چینی‌ها چند بار به سفیر ایران گفته‌اند: «نقشی را که انتظار دارید در توافق میان شما و آمریکا بازی کنیم، مشخص کنید.» اگر اراده و هماهنگی‌های بهتری وجود داشت، اتفاقات این روزها و نقش چین زودتر رقم می‌خورد. شاید اکنون چنین اراده‌ای شکل گرفته است که شاهد این ورود چین هستیم. حرکت چین را باید از این زاویه دید؛ هرچند ممکن است این کشور هنوز نقشی را که در آن به‌عنوان میانجی تمام‌عیار پشت میز مذاکره بنشیند، نپذیرفته باشد یا هرگز چنین نقشی را ایفا نکند.
ستون‌نویس بلومبرگ نوشته است: «موضع چین درباره تنگه هرمز همچنان در حال سخت‌گیرانه‌تر شدن علیه ایران است.» چنین چیزی نیست؛ عقل هم خوب چیزی است! چینی‌ها در اعلام مواضع دیپلماتیک خود بسیار محتاط و پنهان‌کارند، اما دیروز وزیر خارجه چین گفت: «ایران برای دفاع از حاکمیت و امنیتش از حمایت چین برخوردار است.» البته این به‌تنهایی دلیل کافی و کاملی نیست. ایران هژمونی آمریکا را در جهان و در منطقه غرب آسیا و تنگه هرمز به چالش کشیده است و چین و روسیه مشغول تماشای این شاهکار صددرصد ایرانی هستند. اگر قرار باشد هزینه تماشای این تاریخ‌سازی تماماً ایرانی را بپردازند، کمترین کاری که می‌توانند انجام دهند، ایفای نقش میانجی خوب است، نه سخت‌گیری. بااین‌حال، کسانی که از مسائل میان چین و روسیه با ایران آگاه باشند، چنین برداشتی ندارند.
روس‌ها نیز به شکلی دیگر از این ماجرا دور نبوده‌اند. ممکن است کسی بگوید روس‌ها برای خودشان در اوکراین نمی‌توانند از آمریکا تضمین بگیرند؛ برای ایران چطور می‌توانند؟ این پرسش در ظاهر جذاب است، اما از نظر منطقی در روابط بین‌الملل چندان استحکامی ندارد. توان میانجی‌گری یک کشور لزوماً تابع توانایی آن برای حل‌وفصل اختلافات خودش با طرف مقابل نیست.
در سطحی دیگر، ایران پذیرفته است که اگر «هفت شرط» تضمین شود، توافق کند. این موضوع را بارها اعلام کرده و در آن جدی است. نقش چین و روسیه می‌تواند تضمین این شروط باشد. بعید است ایران این بار به «توافق نسیه» تن دهد. شاید با آزاد شدن پول‌های بلوکه‌شده، تأمین شروط دیگر نیز امکان‌پذیر شود. این همان چیزی است که چین و روسیه باید تضمین کنند.
توافق باید مرحله‌بندی‌شده، قابل راستی‌آزمایی و متقابل باشد. هر مرحله از تعهدات ایران باید در برابر اقدامی مشخص و سنجش‌پذیر از سوی طرف مقابل قرار گیرد. باید از اعتماد به وعده‌های سیاسی، حتی وعده‌های میانجی‌گری فرضی چین و روسیه، عبور کنیم و به سازوکاری برسیم که نقض توافق هزینه‌مند باشد.
نه چین و نه روسیه نمی‌توانند ضامن صددرصدی توافق و پایان جنگ باشند؛ اما نه به این دلیل که برخی، الگوی «حمله آمریکا حین مذاکرات» را دلیلی قطعی می‌دانند و می‌گویند این بار نیز با وجود همه نشانه‌ها و پیام‌های مثبت داخلی و خارجی، آمریکا دوباره حمله خواهد کرد. ممکن است حمله کند، اما نه به این دلیل که به الگویی قطعی دست یافته‌ایم.
آمریکای امروز، آمریکای پیش از جنگ با ایران نیست. تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز ما را بمباران کردند و حالا نگران ساخت بمب اتم هستند! فقط روی یک شهر موشکی ایران هزار موشک و بمب یک‌تنی انداختند و حالا لانچرهای همان شهر موشکی، پایگاه‌های آمریکا را هدف گرفته‌اند. جنگ قبلی با نفت ۶۵دلاری آغاز شد و اکنون بزرگ‌ترین مشکل آمریکا، اروپا و باقی جهان، نرخ بنزین و تورم ناشی از حمل‌ونقل است. جنگ جدید از نفت ۱۱۰دلاری آغاز می‌شود.
می‌توان این فهرست را با صد دلیل دیگر ادامه داد تا نشان دهیم جنگ جدید مانند جنگ قبلی نیست و الگوی «حمله حین مذاکرات» قطعیت ندارد. پس آیا جنگی در کار نخواهد بود؟ باز هم نمی‌توان با قطعیت پاسخ داد؛ زیرا در وقایع جهان «الگوی قطعی» نداریم، چه رسد به رویدادهایی که به تصمیم‌های انسان‌ها وابسته‌اند، به‌ویژه هنگامی که یک طرف پیش‌بینی‌ناپذیر باشد. تنها کاری که باید و می‌توان انجام داد، این است که تجربه گذشته در طراحی توافق اثر بگذارد.
در این میان، نباید نقش زمان را دست‌کم گرفت. زمان به‌خودی‌خود متحد هیچ کشوری نیست، اما توانایی تبدیل زمان به فرصت و فشار به اهرم، اهمیت زیادی دارد. ادامه جنگ برای ایران هزینه دارد، ولی برای آمریکا، اروپا و اقتصاد جهانی نیز بی‌هزینه نیست.
ایران نباید امنیت توافق را به میانجی‌گری چین و روسیه یا وعده هیچ قدرت خارجی گره بزند. «تضمین نهایی از بیرون»، شبیه خرید امنیت از خارج است. نباید فرصت توافق را از دست داد و نباید در مسیر دستیابی به آن، شتاب‌زده از اهرم‌های خود چشم پوشید. ظرفیتی را که در هشت ماه اخیر ایجاد شده است، نباید دوباره به صفر رساند!


نظرات شما