پیام فارس - دنیای اقتصاد / «فناوری و ساختار نهادی» عنوان یادداشت روز در روزنامه دنیای اقتصاد به قلم احمدرضا سازگارنژاد است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
این روزها که متاسفانه کشور با طیف گستردهای از ناترازیها در حوزه آب، انرژی، محیطزیست و اقتصاد روبهرو است، فناوری بهعنوان یکی از پاسخهای راهگشا بهطور مداوم بهعنوان عصای جادویی حل مسائل گوناگون پیشنهاد میشود. برای مثال، معاونت علمی ریاست جمهوری از دستیار مبتنی بر فناوری هوش مصنوعی رونمایی کرده است که بناست دستیار وزرا در تصمیمگیریهای عاجلشان باشد. گروهی دیگر از صاحبنظران، بر ضرورت بهکارگیری فناوریهای آبشیرینکن برای حل چالشهای آب کشور از طریق شیرینسازی آب دریا و انتقال به مناطقی که با کمبود آب روبهرو هستند، تاکید دارند.
البته این راهکارهای فناورانه پیشنهادشده میتوانند در برخی موارد به مثابه مسکنی بهمنظور جلوگیری از تشدید مسائل کمک کنند یا درمانهای موضعی باشند؛ اما میان متخصصان مجرب هر حوزهای اتفاق نظر وجود دارد که هیچکدام از این پاسخهای فناورانه مسائل بلندمدت را رفع نخواهند کرد. در این یادداشت کوتاه تلاش خواهم کرد تا این مساله را بررسی کنم که چرا فناوری نمیتواند به تنهایی راهحل بسیاری از مشکلات باشد. تایاما در مقاله سال2011 خود با عنوان «فناوری به عنوان آمپلیفایر در توسعه بینالملل» (Technology as Amplifier in International Development) بینشی عمیق درباره رابطه نهادها با فناوری ارائه میدهد. او در این مقاله ضمن برجستهسازی انواع روابطی که میان نهادها و فناوری برقرار است، توضیح میدهد که به زعم وی فناوریها اساسا نقش بازتابدهنده نهادها را دارند، مشابه همان نقشی که دستگاه آمپلیفایر برای صوت انجام میدهد. تایاما بیان میکند که فناوریها کارکردهای موجود نهادها را بازتولید و تقویت میکنند.
بازار ![]()
برای مثال، اگر ساختاری در یک اداره دولتی وجود دارد که کارآمد نیست، با فناورانه کردن آن فرآیندهای ناکارآ، مسائل نه تنها حل نمیشوند، بلکه تشدید میشوند و ابعاد پیچیدهتری نیز مییابند. یکی از گویاترین مثالها برای درک این موضوع در ایران، گسترش قارچی سامانههای دولتی تحت پرچم دولت الکترونیک است. بهعنوان مثال، کسانی که تحصیل در چند دانشگاه مختلف در کشور را تجربه کرده باشند، گواهی میدهند که تجربه آنها از فرآیندهای آموزشی دانشگاهها کاملا با هم متفاوت است. برای مثال دانشگاه تهران و شریف ممکن است از یک سامانه یا سامانههای بسیار شبیه به هم برای امور آموزشی استفاده کنند؛ اما تجربه دانشجویان و رضایت یا عدم رضایت آنان ممکن است کاملا در فرآیند مواجهه با این سامانهها متفاوت باشد. این تفاوت تجربه میتواند دلایل گوناگونی داشته باشد؛ اما شاید کلیدیترین دلیل آن تفاوت ساختار معاونت آموزشی در دو دانشگاه و سازوکارها، فرآیندها و نفرات موجود در دو ساختار است. همین موضوع به خوبی در تنوع سامانههای دولت الکترونیک نیز قابل مشاهده است.
چالش مشابهی در سطح کلانِ تصمیمگیری و سیاستگذاری برای حل مسائل کشور نیز وجود دارد. فناوریها تنها در جایی کارآ هستند که سازوکار نهادیای که آن را بازتاب میدهند، کارآیی لازم را داشته باشد. به خاطر دارم که حدود 2سال پیش، برای بحث پیرامون تحول دیجیتال در بخش کشاورزی اصفهان به همراه گروهی با کمیسیون مرتبط در اتاق بازرگانی اصفهان جلسهای داشتیم. در این جلسه، یکی از شرکتهای ارائهکننده محصولات هوش مصنوعی که از شرکتهای موفق و قوی این حوزه بود، محصولی مبتنی بر فناوری هوش مصنوعی ساخته بود که با کمک آن کشاورزان میتوانستند با توجه به تغییرات آبوهوایی و بارش آسمانی و نحوه کوددهی، بازدهی کاشت محصولات را ارتقا دهند و در مصرف آب صرفهجویی کنند؛ موضوعی که برای استان اصفهان با توجه به تنش آبی بسیار بالا و معضلات اجتماعی ناشی از آن بسیار کلیدی و ضروری است.
اما نتیجه بهرهگیری از این محصول مطابق انتظار طراحان سیستم نبود. کشاورزان با استفاده از این محصول، بهرهوری تولید خود را بالاتر بردند، آب کمتری مصرف کردند؛ اما در عوض، از آب صرفهجوییشده برای افزایش سطح زیر کاشت بهره بردند. وقتی از ایشان پرسیده شد چرا چنین کاری میکنید و چرا آب کمتری مصرف نمیکنید، پاسخ آنان این بود که این آب حق ماست و باید آن را مصرف کنیم. این مثال که قطعا قابل تعمیم به سایر استانهای کشور نیست، نشان میدهد که ساختارهای نهادی-اجتماعی چارچوبهای رفتاری بهکارگیران فناوری را شکل میدهند و پیشرفتهترین فناوری نیز در ساختار نهادی نامناسب نمیتواند دردی را دوا کند و حتی میتواند به بحرانیتر شدن مساله دامن بزند. تصور کنید چه فاجعهای رخ میدهد اگر افزایش بهرهوری، انگیزه کشاورزان برای تولید بیشتر محصول از طریق افزایش مصرف آب را بالا ببرد.
حال سوال کلیدی اینجاست که فناوری کجای منظومه حل مساله قرار میگیرد؟ پاسخ به این سوال دشوار است؛ چراکه فناوریها در بسترهای مختلف کارکردهای گوناگونی از خود بروز میدهند. اما آن چیزی که میتوان از آن مطمئن بود این است که فناوری تنها میتواند بخش کوچکی از راهحل باشد. در عوض، طراحی فناوری بر اساس ساختار نهادیای که در آن مورد استفاده قرار میگیرد، احتمالا کلیدیترین بعد حل مساله با کمک فناوری است؛ جایی که این بینش باید نهادینه شده باشد که فناوری بازتابدهنده و تقویتکننده ساختار نهادی حاکم است و نمیتواند مسیر تصمیمگیری را تغییر بنیادین دهد؛ بینشی که هماکنون کمتر میان تصمیمگیران کشور قابل مشاهده است. اخیرا رئیس سازمان فناوری اطلاعات از سامانهای برای اعلام قطعی و نظارت بر سامانههای دولتی رونمایی کرد.
این اقدام یکی از بهترین نمونههای حل مسالهای نهادی با کمک فناوری و اصرار برای حل مسائل برخاسته از آن باز هم با کمک فناوری است. حال پاسخ این سوال با مخاطب که آیا درحالیکه بوروکراسی دولتی با ضعفهای عمیق مواجه است و فرآیندهای سیاستگذاری دچار اختلالهای جدی هستند، مساله قیمتگذاری مکانیسمهای انگیزشی و اقتصادی را از بین برده و تصمیمگیران کیفیت و خلاقیت لازم را برای تصمیمگیری را ندارند، آیا فناوری آب شیرینکن مساله کمبود آب را حل میکند؟ یا دستیار هوش مصنوعی به وزرا برای اتخاذ تصمیمات بهتر کمک میکند؟