جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
مقالات

مخاطب سرگرمی‌های تلویزیون چقدر است؟

مخاطب سرگرمی‌های تلویزیون چقدر است؟
پیام فارس - فرهیختگان/ متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست محمدحسین سلطانی| «هر دو هفته آمار سریال‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهیم.» ...
  بزرگنمايي:

پیام فارس - فرهیختگان / متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
محمدحسین سلطانی| «هر دو هفته آمار سریال‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهیم.» این جمله را سه‌شنبه محسن شاکری‌نژاد، رئیس مرکز تحقیقات صداوسیما گفت. جمله‌ای که از آن می‌توان یک نتیجه بدیهی گرفت؛ صداوسیما میزان مخاطبان تمام سریال‌هایش را می‌داند. پس چرا آمار بینندگان تمام سریال‌های صداوسیما در چند سال گذشته منتشر نشده است و تنها بخشی از اعداد و ارقام بیرون آمده؟ آیا گزینشی در بیان آمار وجود دارد؟ اردیبهشت 1400 اعدادی درباره مخاطبان سریال‌های ماه رمضان از سوی مرکز تحقیقات صداوسیما (در دوره قبلی ریاست سازمان) منتشر شد. آمار به این شرح بود: «مجموعه «احضار» با ۴۳.۱ درصد مخاطب و رضایت حدود ۷۴ درصد در حد زیاد در صدر مجموعه‌های رمضانی تلویزیون قرار گرفت. مجموعه تلویزیونی «یاور» شبکه سه سیما با حدود ۴۱ درصد مخاطب و رضایت بیش از ۸۱ درصد در حد زیاد دومین مجموعه تلویزیونی موردپسند مردم شده است. فصل چهارم «بچه مهندس» از شبکه دو سیما هم با ۳۷.۳ درصد مخاطب و رضایت بیش از ۷۲ درصد در حد زیاد در جایگاه سوم سریال‌های رمضانی سیما در سال ۱۴۰۰ قرار گرفته است.» آن‌طور که از برآیند حرف‌های شاکری‌نژاد می‌توان فهمید صداوسیما در دوره جدید هم می‌تواند با همین جزئیات آمار سریال‌ها را بگوید؛ اما چرا در یک سال اخیر به جز دو سه نام خاص آمار‌های بقیه آثار منتشر نشده؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش نیاز است، داستان را از ابتدایش تعریف کنیم.
از بهار به پاییز رسیدیم
بهار سال 1400 آماری از سوی مرکز تحقیقات دوره قبلی سازمان صداوسیما منتشر می‌شود: «بر اساس نظرسنجی مرکز تحقیقات رسانه ملی در خصوص میزان بیننده شبکه‌های عمومی و اختصاصی در بهار ۱۴۰۰، «شبکه سه» سیما با کسب 51.1 درصد از آرا مخاطبان شبکه‌های عمومی و فاصله قابل‌توجه با سایر رقبا، بر سکوی نخست پربیننده‌ترین شبکه صداوسیما قرار گرفت. در این میان «شبکه یک» که با پخش مناظرات و مستندات مربوط به انتخابات و همچنین سریال‌های پربیننده‌، تمام نگاه‌ها را به خود معطوف کرده بود؛ با اختلاف ۵ درصدی از رتبه نخست و با 45.8 درصد محبوبیت در رتبه دوم ایستاد و «شبکه دو» با 34.3 درصد رتبه سوم این نظرسنجی را به دست آورد. «شبکه نسیم» نیز با شعار نشاط و سرگرمی توانست نظر ۲۷ درصد از مخاطبان سیما را به خود جلب کرده و با اختلاف حدود ۲۴ درصدی از جایگاه اول، رتبه چهارم را از آن خود کند.» این اولین بار در چند سال گذشته است که شبکه نسیم به‌عنوان داعیه‌دار اصلی سرگرمی در صداوسیما از جایگاه اول به جایگاه چهارم تنزل پیدا می‌کند، دلیلش هم انتخابات است.
شهریورماه همان سال 1400 آماری از سوی سازمان صداوسیما اعلام و بیان می‌شود سریال «افرا» با نزدیک 44 درصد بیننده پرمخاطب‌ترین سریال سازمان است و تلویزیون 79 درصد بیننده دارد. همان زمان بسیاری این آمار را یکی از ضعیف‌ترین اعداد کسب‌شده توسط تلویزیون اعلام می‌کنند. مهر 1400 دوباره اعلام می‌شود که شبکه سه پرمخاطب‌ترین شبکه تلویزیون است. ریاست سازمان در همین ماه تغییر می‌کند.
دی‌ماه سال 1400، پس از تغییرات شکل‌گرفته، تلویزیون مخاطبانش را اعلام می‌کند. دوباره 79 درصد و پربیننده‌ترین برنامه با نزدیک 40 درصد مخاطب خندوانه است. نیمه اول بهمن‌ماه دوباره آماری اعلام می‌شود که باز هم میزان مخاطبان تلویزیون را 79 درصد نشان می‌دهد و سوای این مرکز تحقیقات اعلام می‌کند: «بر مبنای این آمار در نیمه اول بهمن، مجموعه‌های «برف بی صدا می‌بارد» و «پلاک ۱۳» از شبکه سه سیما و «نوار زرد ۲» از شبکه دو سیما به ترتیب با ۲۶.۵ درصد، ۱۸.۳ درصد و ۱۵.۵ درصد، بیشترین بیننده را داشته‌اند.»
تیر 1401 دوباره آمار دیگری منتشر می‌شود که مطابق رسم سازمان در کنار آن میزان رضایت مخاطبان از برنامه‌ها نیز گفته می‌شود: «بر‌اساس نتایج نظرسنجی مرکز تحقیقات سازمان صداوسیما در خرداد ماه ۱۴۰۱، برنامه عصر جدید ۳ با ۴۴.۴ درصد مخاطب و کسب رضایت ۸۶.۸ درصدی آنان، پربیننده‌تر از سایر برنامه‌های صداوسیما بوده است.» در کنار این عدد و ارقام آمار دیگری هم در همان سال به گوش رسانه‌ها از سوی مرکز تحقیقات می‌رسد که نشان‌دهنده افول مخاطبان تلویزیون است. درست کمی قبل از اتفاقات 1401: «نتایج نظرسنجی مرکز تحقیقات سازمان نشان می‌دهد از بین سریال‌های جدید پخش شده در نیمه اول تیر سال 1401، سریال «ستایش 3» از شبکه آی فیلم با 26.3 درصد مخاطب، پربیننده‌ترین سریال صداوسیماست و از میان سریال‌های جدید «مستوران» از شبکه یک با 15.4 درصد مخاطب، پربیننده‌تر از سایر سریال‌ها بوده است.» این آمار یعنی آغاز روند رشد سریال‌های بازپخشی و افول جدی سریال‌های درحال پخش سازمان. این حرف درست برخلاف ادعا‌های مرکز تحقیقات است که می‌گوید بعد از اتفاقات 1401 مخاطبان تلویزیون شروع به ریزش کرده است.
یک فاصله آماردهی تلویزیون در یک بازه زمانی نسبتاً چندماهه به دلیل درگیری‌های داخلی کشور اتفاق می‌افتد و همه چیز به نوروز 1402 می‌رسد. بهار 1402 تلویزیون برای «نون خ 4»، 83.5 درصد مخاطب می‌گیرد که آمار قابل‌توجهی ا‌ست در کنار آن هم آمار «آتش و باد» به 48.3 درص می‌رسد. دوباره فاصله‌ای بین آمار‌های سریال‌های تلویزیون می‌افتد تا مردادماه که اعلام می‌شود: «سریال «بازپرس» با ۲۲.۵ درصد بیننده و رضایت ۸۳.۹ درصدی تماشاگران در مقام اول و سریال «عشق کوفی» با ۱۳.۴ درصد بیننده و میزان رضایت ۸۱.۸ درصدی در جایگاه دوم قرار گرفته است.» ریزش از عید تا مرداد کاملاً مشهود است.
سال 1403 فرا می‌رسد و باز هم اوضاع وخیم‌تر می‌شود؛ «زیرخاکی3» در میان تولیدات عیدانه تلویزیون 26 درصد مخاطب می‌گیرد، چند ماه بعد «سوجان» 26 درصد، «مهیار عیار» 38.5 درصد و در بهترین آمار ثبت‌شده در آن سال میزان مخاطبان «طوبی» 40 درصد اعلام می‌شود. آمار باقی تولیدات چه؟ مشخصاً پس سال 1401 رویکرد سازمان بر اعلام نکردن میزان مخاطبان تمام تولیدات است و تنها آن دسته از آثار که می‌توانند در رتبه‌های برتر ظاهر شده یا بالای 15 درصد مخاطب بگیرند اعلام می‌شوند. حال سؤال اینجاست آن‌هایی که مخاطبانشان زیر 10 درصد است چه؟ سریال‌هایی که اتفاقاً عمده تولیدات تلویزیون را شامل می‌شوند.
کمی جلوتر برویم. به بهار 1404 و پایتخت 7 با 72 درصد مخاطب می‌رسیم، دوباره و در چند بازه زمانی آمار‌های پایتخت اعلام می‌شود اما چه خبر از باقی برنامه‌ها؟ مشخصاً تنها در میان اخبار جسته‌وگریخته اعلام می‌شود که فلان سریال پربازدید شده است و حالا دیگر نه خبری از میزان رضایت است و نه حتی میزان مخاطب. سؤال اینجاست که دقیقاً چه اتفاقی برای سازمان در حوزه اعلام مشاهدات مرکز تحقیقات افتاده؟ پاسخ این پرسش را می‌شود از لا‌به‌لای صحبت‌های شاکری‌نژاد، رئیس مرکز تحقیقات سازمان شنید.
شاید به صلاح نبوده بدانیم!
محسن شاکری‌نژاد در یکی از گفت‌وگو‌های اخیرش با روابط‌عمومی صداوسیما، گفت: «صرف بالابردن مخاطب ملاک نیست، تأثیر را باید سنجید، برنامه‌ای برایش چند میلیارد هزینه شده و 70 درصد هم مخاطب داشته، حالا تأثیرش چیست؟ چه تأثیری روی جامعه دارد؟» شاید در همین جملات شاکری‌نژاد منطق اعلام نشدن میزان مخاطبان تمام سریال‌های تلویزیون روشن شود، واقعیت این است که بخشی از آثاری که تلویزیون برای تأثیرشان آن‌ها را ساخته اصولاً و بنا بر آمار مراکز دیگر تحقیقاتی چون متا، مخاطب چندانی نمی‌گیرد. کار به جایی رسیده که سازمان صداوسیما در دو سال گذشته به جز اعلام آمار ترتیبی سریال‌ها (که همان هم به صورت ناقص و گزینشی بیان می‌شود) دیگر آماری را از سریال‌ها به سمع و نظر مردم نمی‌رساند، با آنکه به قول خود رئیس مرکز تحقیقات هردوماه‌یک‌بار این آمارسنجی‌ها انجام شده و در صداوسیما طبقه‌بندی می‌شود اما محرمانگی این عدد‌ها در چیست؟ چرا مردم نباید میزان مخاطبان تولیداتی را که با پول آن‌ها در دست ساخت است، بدانند؟
منطق محرمانگی تلویزیون پس از سال 1401 نه‌تنها روند کاهشی پیدا نکرده بلکه بنا بر آمار رویکردی افزایشی داشته است. به‌طورمثال اگر در سال‌های ابتدایی دوره تحول، قرار بر اعلام آمار میزان مخاطبان هر شبکه بود، درصد بازدید هم تا پیش از این اعلام می‌شد؛ اما محسن شاکری‌نژاد در آخرین اظهاراتش درباره مخاطبان شبکه خبر و تلویزیون حتی میزان و درصد مخاطبان خبر را هم اعلام نکرده و صرفاً به همین تک‌جمله بسنده می‌کند که به دلیل شرایط جنگی میزان مخاطبان شبکه خبر از شبکه 3 بیشتر شده است. حال اینکه این «عدد بیشتر» آیا رقمی مشخص است یا خیر را صداوسیما وظیفه خود نمی‌داند که اعلام کند و صرفاً نتیجه کلی و ترتیبی را بیان می‌دارد. بنا بر همین منطق آمار‌های سازمان‌های دیگر چون متا و ایسپا تبدیل به مرجع اصلی سنجش برنامه‌های تلویزیون می‌شود و آن‌ها هم در حوزه سرگرمی چندان روزگار خوشی را برای صداوسیما ترسیم نمی‌کنند. مشخصاً در چند آمار اخیر متا آی‌فیلم به جای نسیم لقب پرمخاطب‌ترین شبکه سرگرمی صداوسیما را گرفته و در آمار‌های دیگر بستر‌ها، تلویزیون از نظر سرگرمی‌سازی چندان موفقیتی نداشته است. این یعنی تلویزیون در اثرگذاری نیز دارد از جیب دوره‌های قبلی می‌خورد و سریال‌های خودش توان جذب کردن مخاطب را ندارد.
آنچه روشن است تلویزیون در پنج سال گذشته در نسبت با روز‌هایی که آنتن را تحویل گرفت، حدود 9 درصد کاهش مخاطب داشته که البته با توجه به واکنش مخاطبان به تولیدات جدید تلویزیون (بر مبنای اعداد و ارقام تلوبیون) باید شاهد کاهش بیشتر مخاطبان نیز باشیم. مخاطبانی که پیش از آنکه بتوان رویشان اثر مثبت یا منفی گذاشت باید کاری کرد که تلویزیون را روشن کنند. منظور ما از تلویزیون همان رسانه‌ای است که بنا بر گفته‌های شاکری‌نژاد این روز‌ها اگر روشن شود هم نه برای تولیدات هنری سازمان، بلکه برای موضوعات خبری تماشا می‌شود. در چند ماه اخیر صداوسیما به جای آنکه بخواهد رقیب خود را نمایش‌خانگی یا سریال‌های ماهواره‌ای ترسیم کند، تمرکز رقابت را در جدال با کانال‌های خبری در تلگرام و سایر بستر‌ها گذاشته و کارویژه دیگری ندارد. آن هم درست در شرایطی که مخاطب اقبال بازگشت به رسانه ملی را نشان داده است.
سؤال مهم‌تری که طرح می‌شود این است، اگر تلویزیون کیفیت را بر کمیت ارجح می‌داند چرا از میزان تولیداتش و یا حتی تعداد شبکه‌ها نمی‌کاهد تا به کیفیتشان بیفزاید؟ اصلاً ملاک این اثرگذاری چیست و چرا سازمان آماری را از اثرگذاری سریال‌هایش بر مردم منتشر نمی‌کند؟ اگر قرار بود با تولیدات حوزه فرزندآوری تلویزیون، اوضاع این حوزه بهتر شود پس دقیقاً اثر تلویزیون بر نرخ کاهشی موالید را کجا می‌توان پیدا کرد؟ این مسئله را می‌توان درباره سایر موضوعات نیز تسری داد.
حالا تلویزیون پیش از آنکه بخواهد دائماً فلسفه اعلام‌نکردن میزان مخاطبان برنامه‌های سرگرمی‌اش را اعلام کند، با چند پرسش جدی مواجه است؛ دقیقاً هر دو هفته آمارگرفتن از سریال‌های تلویزیون به چه درد می‌خورد؟ اگر تولیدات تلویزیون از اثرگذاری بالایی برخوردارند، همان داده‌های کمی‌شده از میزان اثرگذاری اعلام شود، اگر هم اثرگذار نیست پس چرا دائماً روی تفاوت میزان مخاطب و میزان اثرگذاری تأکید می‌شود؟ اگر تلویزیون رویکردش در سه سال اخیر در ساخت آثار با اثرگذاری بالا مناسب بوده چرا حالا به‌صورت هفتگی خبر از بازتولید آثار دهه هشتاد و هفتاد را می‌دهد؟ اگر هم رویکردش مناسب نبوده چرا در اقوال مدیرانش خبری از این عقب‌نشینی وجود ندارد؟ حالا باید منتظر بود و دید آیا آمار میزان مخاطبان یا حتی میزان اثرگذاری تمام سریال‌های پخش‌شده در سال 1404 و 1405 اعلام می‌شود یا خیر؟


نظرات شما