پیام فارس - خراسان / «مکتبی به نام خراسان» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم وحید تفریحی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
در روزنامهنگاری، هیچ دانشگاهی جای تحریریه را نمیگیرد. روزنامهنگار، بیش از آن که پشت نیمکت درس تربیت شود، کنار دست یک فرد باتجربه و در دل یک تحریریه زنده ساخته میشود. در روزگاری که بسیاری از سازمانها، بزرگترین دارایی خود را ساختمانها، تجهیزات، گردش مالی یا تعداد محصولاتش می داند، اعتبار یک رسانه را اما آدمهایش میسازند؛ کسانی که سالها آموختهاند چگونه ببینند، چگونه بپرسند، چگونه بنویسند و در بزنگاههای اجتماعی، مسئولانه کنار مردم بایستند.
روزنامه خراسان طی سال ها و دهه ها فعالیت مستمر رسانه ای، علاوه بر نقش آفرینی به عنوان یک مؤسسه رسانهای، یک مدرسه هم بوده است، هر خبرنگاری که وارد این تحریریه شده است، با فرهنگی آشنا میشود که اهالی این خانه از آن به عنوان فرهنگ خراسانی یاد می کنند، فرهنگی که برای مردم تلاش می کند، مسئولیت را از شهرت مهمتر میداند و اعتبار را سرمایه اصلی رسانه میشمارد. این فرهنگ، در هیچ آییننامهای نوشته نشده است، نسل به نسل منتقل شده و همین فرهنگ، خراسان را به یک مکتب روزنامهنگاری تبدیل کرده است. ثمره چنین مدرسهای را هم امروز میتوان در سراسر جغرافیای رسانهای کشور دید؛ بسیاری از مدیران رسانهها، سردبیران، خبرنگاران برجسته، تحلیلگران، فعالان فرهنگی و حتی کنشگران اجتماعی و سیاسی که امروز در رسانههای معتبر ایران نقشآفرینی میکنند، روزی هوای همین تحریریه دوست داشتنی خراسان را نفس کشیده اند، شاید نام رسانههایشان تغییر کرده باشد، اما ریشه بسیاری از آنها به همین خانه ای بازمیگردد که سالها با صبوری، نیروی انسانی تربیت کرده و بیهیاهو، سرمایه انسانی خود را به فضای رسانهای کشور هدیه داده است. اگر امروز از مکتب خراسان در عرصه رسانه و روزنامه نگاری سخن گفته میشود، ریشه آن را باید در همین سنت چند دههای جستوجو کرد؛ سنتی که نسل به نسل، تجربه را به دانش و دانش را به مسئولیت تبدیل کرده است.
اما آنچه این سرمایه فکری را ارزشمند می کند، تنها تولید آن نیست، بلکه حفظ، تداوم و بهره گیری از آن است. امروز که سرعت انتشار خبر، گاه فرصت اندیشیدن را از رسانهها گرفته و رقابت برای اول بودن جای رقابت برای درست بودن را تهدید میکند، بیش از هر زمان دیگری به تجربه نسل هایی که سال ها روزنامه نگاری را زندگی کرده اند، نیاز داریم و خراسان این مهم را با جدیت دنبال کرده است. خراسان، اگر امروز همچنان نامی معتبر در روزنامهنگاری ایران است، این اعتبار را مدیون ساختمان، تجهیزات یا فناوری نیست؛ مدیون انسانهایی است که هر کدام بخشی از هویت این رسانه را ساختهاند. آنان که گاه نامشان زیر تیترها دیده نمیشد، اما اثر قلم شان در حافظه شهر، استان و کشور باقی ماند. آنان که برای حل مسئله، مطالبهگری، روشنگری و دفاع از منافع مردم نوشتند.
عکس جلد امروز «خراسان»، در حقیقت عکس یک خانواده است؛ خانوادهای که اعضایش شاید سالهاست هر روز کنار هم نمینشینند، اما همچنان به یک ریشه مشترک تعلق دارند که اگر قدر آن را بدانیم، همچنان میتواند شاخههای تازه برویاند، نسلهای تازه تربیت کند و چراغ روزنامهنگاری مسئولانه را روشن نگه دارد. این تصویر، قابِ بخشی از حافظه رسانهای ایران است. هر چهره، روایت دهها سال مطالبه گری، نوشتن، پرسیدن، ایستادن و مسئولیتپذیری است. هر نگاه، پشتوانه هزاران تیتر، گزارش، گفتوگو، سرمقاله و روایتهایی است که در بزنگاههای تاریخ، سهم خود را در روشنتر شدن افکار عمومی ادا کردهاند. شاید یکی از پایه های ماندگاری «خراسان» نیز همین باشد؛ این که این خانه، انسان ساخته است و هیچ میراثی، ماندگارتر از انسانهایی نیست که اندیشه میآفرینند، حقیقت را روایت میکنند و راه را برای نسلهای بعد روشنتر از آنچه تحویل گرفتهاند، به یادگار میگذارند.