پیام فارس - تسنیم /با نزدیکشدن مهر، قیمت لوازمالتحریر بالا رفته و خانوادهها پیش از خرید حسابوکتاب میکنند!
مهر هنوز از راه نرسیدهاست، اما هزینههای آن مدتهاست وارد خانههای مردم شده؛ از دفتر و مداد گرفته تا کیف، جامدادی، مدادرنگی و ابزارهای هندسی. در ویترین کتابفروشیها کالا کم نیست و قفسهها همچنان پر از رنگ و طرح و برندهای مختلفاند، اما پشت این ظاهر پررونق، واقعیتی متفاوت جریان دارد؛ خانوادهها برای خرید لوازم مدرسه بیش از گذشته حساب میکنند، قیمت میگیرند، میان چند فروشگاه رفتوآمد میکنند، از برخی اقلام میگذرند و گاهی خرید ضروری را تا زمان دریافت حقوق یا فراهمشدن پول به تاخیر میاندازند.
بازار لوازمالتحریر در شهریور 1405 تصویری دوگانه دارد؛ از یکسو کالا در بازار کم نیست و حتی درباره موجودی قابلتوجه نوشتافزار در کشور گزارش شده و از سوی دیگر، قدرت خرید مصرفکننده کاهش یافته و فعالان صنفی از کمرمقی تقاضا سخن میگویند. این دو تصویر در ظاهر متناقضاند، اما در واقع دوروی یک مسئله واحد هستند. وقتی تولیدکننده کالا دارد، انبار دارد و عرضه وجود دارد، اما مشتری توان خرید سابق را ندارد، مسئله از کمبود کالا بهسمت بحران قدرت خرید منتقل شدهاست.
در چنین شرایطی، مسئله بازار لوازمالتحریر فقط افزایش قیمت چند قلم کالا نیست؛ موضوع کوچکشدن سبد خرید خانواده، تغییر کیفیت انتخابها و افزایش سهم هزینههای مدرسه از درآمدی است که پیش از این نیز زیر فشار مسکن، خوراک، درمان، حملونقل و اقساط قرار داشتهاست. خانواده ممکن است دفتر کمتری بخرد، مدادرنگی ارزانتری انتخاب کند، کیف سال گذشته را تعمیر کند یا خرید برخی اقلام را به روزهای بعد موکول کند، اما دانشآموز همچنان به وسایل آموزشی نیاز دارد و مدرسه نیز نمیتواند منتظر هماهنگشدن درآمد خانوار با قیمت کالاها بماند.
مهر 1405؛ شهریورِ حسابوکتاب
شهریور برای بازار لوازمالتحریر ماهی عادی نیست. تقاضای فصلی در این ماه افزایش پیدا میکند و خانوادهها برای خرید وسایل مدرسه راهی بازار میشوند، اما امسال این فصل در شرایطی آغاز شده که قیمت بخش قابلتوجهی از کالاها نسبت به سال گذشته افزایش یافتهاست.
رئیس اتحادیه لوازمالتحریر در شهریور امسال، میزان افزایش قیمت بخش عمده محصولات را حدود 50 تا 100 درصد اعلام کرده و بیشترین افزایش را مربوط به محصولات سلولزی دانسته است. این رقم بهمعنای آن نیست که تمام کالاهای موجود در بازار دقیقاً دو برابر شدهاند؛ قیمت هر محصول به برند، کیفیت، تعداد برگ، مواد اولیه، کشور سازنده و مسیر توزیع بستگی دارد.
بررسی نمونههای قیمتی بازار نشان میدهد یک سبد متوسط لوازم مدرسه میتواند حدود 13 تا 15 میلیون تومان هزینه داشته باشد. این رقم نرخ رسمی و یکسانی برای همه دانشآموزان نیست و عواملی مانند پایه تحصیلی، نوع مدرسه، تعداد اقلام، برند، کیفیت و سطح خرید خانواده در آن تأثیر دارد.
در نمونهای از بازار، دفتر 100 برگ سیمی در شهریور بین 375 تا 420 هزار تومان قیمت داشتهاست؛ درحالیکه برای نمونهای از همین گروه کالا در اوایل مرداد قیمت حدود 295 هزار تومان ثبت شده بود. این ارقام مربوط به نمونههای مشخص هستند و بهدلیل تفاوت برند، کیفیت کاغذ، جلد و نوع صحافی نمیتوان آنها را شاخص رسمی افزایش قیمت همه دفترها دانست، اما فاصله قیمتی آنها نشان میدهد که برخی کالاها حتی در فاصله کوتاه تابستان تا شهریور نیز با تغییر قیمت مواجه شدهاند.
در بازار، دفترهای سادهتر با قیمت پایینتر نیز وجود دارند؛ از دفترهای اقتصادی تا محصولات برنددار و فانتزی. اما کاهش قدرت خرید باعث شده تنوع کالا برای بسیاری از خانوادهها دیگر صرفاً بهمعنای امکان انتخاب بر اساس سلیقه نباشد. خانواده بهجای اینکه میان دو دفتر بر اساس طرح و کیفیت انتخاب کند، ناچار است ابتدا توان مالی خود را بسنجد و سپس سراغ محصولی برود که در محدوده بودجهاش قرار دارد.
خودکار نمونهای از این وضعیت است. قیمت یک خودکار پنتر EP101 در شهریور حدود 60 تا 65 هزار تومان و قیمت بسته 10عددی آن حدود 310 تا 375 هزار تومان گزارش شده است. این رقم زمانی معنا پیدا میکند که در کنار هزینه دفتر، مداد، پاککن، تراش، مدادرنگی، جامدادی، کیف، ابزار هندسی، چسب و دیگر اقلام قرار بگیرد. خانواده یک خودکار نمیخرد؛ بلکه مجموعهای از کالاها را باید در فاصلهای کوتاه تهیه کند و فشار واقعی در جمع این هزینهها آشکار میشود.
در بخش مدادنوکی نیز فاصله قیمتها قابلتوجه است. نمونه اقتصادی ZY-520 حدود 126 هزار تومان قیمت دارد، درحالیکه یک مدل زبرا M-301 حدود 435 هزار تومان و نمونهای از استدلر Triplus Micro حدود 700 هزار تومان عرضه شدهاست. این اختلاف، علاوهبر تفاوت برند و کیفیت، نشاندهنده بازاری است که در آن برای یک نیاز مشابه، سطوح قیمتی متعددی وجود دارد؛ اما هرچه قدرت خرید کاهش پیدا کند، سهم گزینههای ارزانتر در سبد خانوار بیشتر میشود.
مدادرنگی نیز همین تفاوت را نشان میدهد. قیمت یک بسته مدادرنگی 12رنگ حدود 350 تا 420 هزار تومان گزارش شده، درحالیکه یک نمونه 120رنگ به حدود 4 میلیون و 880 هزار تومان رسیدهاست. این دو محصول از نظر تعداد رنگ، برند، کیفیت و بستهبندی قابلمقایسه مستقیم نیستند، اما فاصله قیمتی آنها گستره بازار نوشتافزار را نشان میدهد که در آن یک نیاز آموزشی میتواند به انتخاب میان چندین سطح قیمتی تبدیل شود.
کولهپشتی نیز دیگر کالایی کمهزینه نیست. در نمونههای بازار شهریور، قیمت یک کولهپشتی متوسط حدود 4 میلیون و 170 هزار تومان گزارش شدهاست. البته کیفهای اقتصادی و مدلهای گرانتر نیز در بازار وجود دارند، اما رسیدن قیمت برخی کیفها به چند میلیون تومان باعث شده خانوادهها به استفاده مجدد از کیف سال گذشته، تعمیر زیپ و بند، انتقال کیف از فرزند بزرگتر به کوچکتر یا خرید مدلهای ارزانتر فکر کنند.
جامدادی در نمونههای بررسیشده حدود 500 هزار تومان قیمت داشتهاست. پاککن فکتیس PB20 حدود 105 هزار تومان، تراشهای مخزندار از 90 تا بیش از 200 هزار تومان، خطکش از 70 تا 140 هزار تومان، گونیا و نقاله حدود 150 هزار تومان، پرگار حدود 200 هزار تومان، غلطگیر 70 تا 100 هزار تومان و مجموعهای از چسبها حدود 150 هزار تومان قیمتگذاری شدهاند. هیچیک از این اقلام بهتنهایی نمیتواند فشار اقتصادی واردشده بر خانواده را توضیح دهد؛ مسئله در جمعشدن همین هزینههای بهظاهر کوچک است.
کوهدشت؛ حساب خرید روی کاغذ گران
در چند کتابفروشی کوهدشت، قیمتها تصویری روشنتر از فشار هزینهای پیشروی خانوادهها نشان میدهد. دفتر 50 برگ در شهریور 1405، بسته به کیفیت، بین 70، 90 و 120 هزار تومان عرضه میشود. دفتر 100 برگ بین 250 تا 300 هزار تومان قیمت دارد، پاککن و تراش در بازه 10 تا 60 هزار تومان فروخته میشود، خطکش حدود 80 هزار تومان قیمت دارد، خودکار بین 20 تا 60 هزار تومان و مدادرنگی بین 150 تا 400 هزار تومان عرضه میشود.
فروشندگان در گفتوگوهای میدانی با خبرنگار تسنیم از افزایش شدید قیمت برخی اقلام نسبت به سال گذشته سخن گفته و در مواردی میزان افزایش را حدود سهبرابر عنوان کردهاند. این ادعا برای تبدیلشدن به یک عدد آماری قطعی، نیازمند تطبیق قیمت همان کالا، همان برند، همان تعداد برگ و همان کیفیت در سال 1404 است؛ بنابراین نمیتوان آن را به همه بازار تعمیم داد. با این حال، قیمتهای فعلی نشان میدهد خانوادهها در برابر طیفی از قیمتها قرار دارند و توان مالی بیش از گذشته در انتخاب آنها نقش دارد.
در این بازار، اختلاف چند ده هزار تومانی در یک قلم، هنگام خرید چندین کالا تبدیل به رقم قابلتوجهی میشود. یک دفتر 50 برگ با قیمت 70 هزار تومان در برابر نمونه 120 هزار تومانی، 50 هزار تومان اختلاف دارد. اگر خانواده 10 دفتر تهیه کند، همین تفاوت به 500 هزار تومان میرسد.
دفترهای 100 برگ نیز همین وضعیت را نشان میدهند. خانوادهای که پنج دفتر را با میانگین قیمت 275 هزار تومان بخرد، فقط برای این بخش یک میلیون و 375 هزار تومان هزینه میکند؛ رقمی که هنوز دفترهای دیگر، مداد، خودکار، مدادرنگی، جامدادی، کیف و ابزارهای آموزشی را شامل نمیشود.
اگر بر اساس قیمتهای میدانی کوهدشت، یک سبد پایه و محدود محاسبه شود، تصویر روشنتر میشود. 10 دفتر 50 برگ با میانگین قیمت 90 هزار تومان، 900 هزار تومان هزینه دارد. پنج دفتر 100 برگ با میانگین 275 هزار تومان، یک میلیون و 375 هزار تومان دیگر به هزینه اضافه میکند. چهار خودکار با میانگین 40 هزار تومان نیز 160 هزار تومان هزینه دارد.
اگر قیمت یک پاککن و یک تراش را بهصورت تقریبی 70 هزار تومان، خطکش را 80 هزار تومان و مدادرنگی را در میانه بازه 150 تا 400 هزار تومان، یعنی 275 هزار تومان، در نظر بگیریم، مجموع همین اقلام محدود به حدود 2 میلیون و 860 هزار تومان میرسد.
اما این هنوز یک سبد کامل مدرسه نیست. مداد مشکی، مداد قرمز، جامدادی، کولهپشتی، غلطگیر، چسب، قیچی، پوشه، دفتر نقاشی، ماژیک و وسایل هندسه در این محاسبه وجود ندارند. بنابراین رقم نزدیک به سه میلیون تومان را باید هزینه یک سبد محدود دانست، نه سقف هزینه آغاز سال تحصیلی.
در همین سبد محدود نیز انتخاب کیفیت و برند میتواند رقم نهایی را تغییر دهد. خانواده ناچار است میان تعداد، کیفیت و قیمت انتخاب کند؛ دفتر گرانتر را بخرد و از قلم دیگری بزند، مدادرنگی ارزانتر انتخاب کند، کیف سال قبل را دوباره استفاده کند یا بخشی از خرید را به آینده موکول کند. اینجاست که قیمت، از یک عدد روی برچسب به مسئلهای در بودجه خانوار تبدیل میشود.
تهران؛ همان کالا، اما نه الزاماً همان مقایسه
اما برای اینکه تصویر کوهدشت کاملتر شود، باید آن را کنار تهران گذاشت. بازار تهران و فروشگاههای آنلاین نیز طیف گستردهای از قیمتها را نشان میدهند. در بازار آنلاین ترب، برای یک دفتر مشق 100 برگ جلد طلقی ساده رنگی قیمت حدود 120 هزار تومان دیده شده و در فروشگاه حامین، نمونههای 100 برگ بسته به برند از حدود 395 هزار تومان تا 649 هزار تومان و بالاتر عرضه شدهاند. برای دفتر نقاشی 50 برگ نیز نمونهای حدود 295 هزار تومان و برای دفترهای 100 برگ پیل، لانگو و دات بهترتیب قیمتهای حدود 549، 649 و 749 هزار تومان گزارش شدهاست.
اما این اعداد را نمیتوان بدون توجه به مشخصات کالا کنار قیمتهای کوهدشت گذاشت. دفتر 50 برگ 70 هزار تومانی کوهدشت الزاماً همان محصول دفتر 295 هزار تومانی بازار آنلاین نیست؛ همانطور که دفترهای 100 برگ نیز از نظر برند، کاغذ، طراحی، جلد و کیفیت تفاوت دارند.
در همین بازار آنلاین، نمونههایی مانند دفتر کلاسوری 100 برگ نگار با خودکار حدود 332 هزار و 500 تومان، دفتر مشق 100 برگ سیمی لانگو مدل استیچ حدود 575 هزار تومان، دفتر زبان 80 برگ سیمی حدود 176 هزار تومان و دفترهای فانتزی 80 برگ با قیمتهایی نزدیک 700 هزار تومان ثبت شدهاند. این اعداد نشان میدهند که بازار در واقع دو لایه دارد: یک بازار اقتصادی که خانواده برای پایینآوردن فاکتور به آن مراجعه میکند و یک بازار فانتزی و برندمحور که قیمتهای آن میتواند چند برابر کالاهای ساده باشد.
همین وضعیت درباره مداد و خودکار هم دیده میشود. خودکار معمولی در بازار کوهدشت حدود 20 تا 60 هزار تومان قیمت دارد، اما در بازار آنلاین، خودکار برند یا مدل خاص میتواند چند برابر شود. برای نمونه، خودکار پنتر EP101 حدود 60 تا 65 هزار تومان قیمت داشته و بستههای چندتایی آن نیز قیمت بالاتری دارند. مداد نیز از یک کالای بسیار ارزان و ساده تا مدادهای برند و تخصصی با قیمتهای چندصد هزار تومانی برای چند عدد، طیف گستردهای دارد.
گرانی لوازمالتحریر در 1405 را بنابراین نباید فقط در عدد روی برچسب جستوجو کرد؛ باید آن را در تغییر رفتار خانواده، کوچکشدن قدرت انتخاب، افزایش هزینه شروع سال تحصیلی و تکرار هزینههای مصرفی در طول سال دید. در کوهدشت، قیمتهای میدانی این فشار را از سطح حرف به سطح عدد آوردهاند؛ در بازار تهران و آنلاین، دامنه گسترده قیمتها نشان میدهد که انتخاب کالا میتواند رقم نهایی را چند برابر کند.
سهبرابرشدن یعنی 200 درصد رشد
برخی فروشندگان از افزایش حدود سهبرابری قیمت بعضی اقلام نسبت به سال گذشته سخن میگویند. اگر کالایی سال گذشته 100 هزار تومان قیمت داشته و امروز 300 هزار تومان فروخته شود، قیمت آن سهبرابر شده، اما میزان افزایش قیمت 200 درصد است، نه 300 درصد. قیمت نهایی 300 درصدِ قیمت اولیه است، اما افزایش آن نسبت به قیمت اولیه 200 درصد بودهاست.
فرض کنیم یک دفتر 50 برگ سال گذشته 30 هزار تومان بوده و امسال به 90 هزار تومان رسیدهاست. روی برچسب فروشگاه فقط یک عدد 90 هزار تومانی دیده میشود، اما در بودجه خانواده، این تفاوت بهصورت سهبرابرشدن هزینه همان قلم ظاهر میشود. اگر خانواده به 10 دفتر نیاز داشته باشد، هزینه این بخش از 300 هزار تومان به 900 هزار تومان رسیده است؛ یعنی فقط در همین یک قلم، 600 هزار تومان بیشتر باید پرداخت شود.
اگر سبدی که سال گذشته با 5 میلیون تومان تهیه میشد، امسال برای همان تعداد و کیفیت کالا به 10 میلیون تومان برسد، مسئله فقط این نیست که تورم 100 درصد شده است. مسئله این است که درآمد خانواده باید دو برابر شود تا بتواند همان سبد قبلی را حفظ کند؛ و اگر درآمد چنین افزایشی نداشته باشد، فاصله میان هزینه و توان پرداخت از جای دیگری جبران میشود. آن جای دیگر معمولاً همان جایی است که در آمار قیمتها دیده نمیشود: حذف یک قلم، انتخاب برند ارزانتر، کاهش تعداد دفترها، استفاده دوباره از کیف و جامدادی، خرید مرحلهای یا عقبانداختن بخشی از خرید.
برای همین است که مقایسه قیمت یک دفتر از سال قبل تا امسال، بهتنهایی تصویر کاملی از فشار اقتصادی واردشده بر خانواده ارائه نمیکند. باید پرسید خانواده با درآمد فعلی خود، در شهریور 1405 چه تعداد از همان کالاهایی را میتواند بخرد که سال گذشته میخرید؟ اینجاست که سهبرابر شدن از یک عدد روی برچسب قیمت به یک مسئله معیشتی تبدیل میشود. سه برابرشدن قیمت یک کالا به این معنا نیست که تمام هزینههای زندگی خانواده نیز سهبرابر شده است؛ اما اگر چندین قلم از کالاهای ضروری همزمان گران شوند، فشار نهایی میتواند بسیار بیشتر از اثری باشد که هر کالا بهتنهایی ایجاد میکند.
بازار پر از کالا، اما تقاضا کوچکتر
بازار لوازمالتحریر اکنون تصویری از یک اقتصاد گرفتار فشار هزینه و کاهش قدرت خرید را پیشروی ما میگذارد؛ از یک طرف کالا در آن وجود دارد، تولید داخلی در بخش مهمی از اقلام سهم بالایی دارد و حتی از موجودی قابلتوجه انبارها سخن گفته میشود، اما از طرف دیگر فروشندگان و تولیدکنندگان از ضعیفشدن تقاضا میگویند و خانوادهها برای خرید کالاهایی که نمیتوانند از سبد مدرسه حذف کنند، بهسمت ارزانترین گزینهها میروند.
برای همین است که مسئله بازار امسال فقط عرضه نیست. موجودی انبارهای کشور حدود یک میلیارد و 700 میلیون عدد اعلام شده، درحالیکه نیاز سالانه بازار حدود یک میلیارد و 600 میلیون عدد برآورد شدهاست. اگر این برآوردها را مبنا قرار دهیم، مسئله اصلی کمبود عمومی کالا نیست. کالا در کشور وجود دارد؛ تولید انجام شده و انبارها نیز خالی نیستند. مسئله این است که آیا خانوادهای که باید این کالا را بخرد، پول کافی برای خرید آن دارد یا نه. این تفاوت، اقتصاد بازار مهر 1405 را از یک بازار صرفاً گران به بازاری با نشانههای کاهش تقاضای مؤثر تبدیل میکند. تولیدکننده میگوید کالا تولید کرده و در اختیار بازار گذاشتهاست؛ فروشنده میگوید مشتری آمده، اما خریدش محدودتر شدهاست؛ خانواده میگوید قیمتها بالا رفته و باید از فهرست خرید کم کند.
در چنین شرایطی، خانوادهها معمولاً سه واکنش اصلی نشان میدهند؛ مقدار خرید را کم میکنند، کیفیت را پایین میآورند یا خرید را به تعویق میاندازند. در بازار لوازمالتحریر هر سه رفتار قابلمشاهده است: دفتر کمتر، برند ارزانتر، کیف سادهتر، مدادرنگی کمرنگتر از نظر تعداد، استفاده مجدد از وسایل سال قبل و خرید مرحلهای. بعضی خانوادهها ممکن است در شهریور فقط کالاهای ضروری را بخرند و خرید اقلام جانبی را به بعد موکول کنند. برخی نیز ممکن است منتظر دریافت حقوق یا درآمد ماهانه بمانند و خرید را تا روزهای نزدیک مدرسه عقب بیندازند.
اما تاخیر در خرید همیشه بهنفع خانواده نیست. وقتی قیمتها بیثباتاند، خانوادهای که نقدینگی کافی ندارد ممکن است مجبور شود خرید را به زمانی موکول کند که قیمت کالا تغییر کرده باشد. اینجا فقر نقدینگی میتواند خودش به افزایش هزینه تبدیل شود. خانواده پول ندارد، خرید را عقب میاندازد؛ قیمت بالا میرود؛ هنگام خرید باید مبلغ بیشتری بپردازد.
این چرخه در بسیاری از بازارهای تورمی دیده میشود و لوازمالتحریر نیز بهدلیل فصلیبودن تقاضا از این قاعده جدا نیست. بازار لوازمالتحریر از اواخر مرداد و اوایل شهریور وارد فصل اصلی خرید میشود و تقاضا معمولاً تا اواسط مهر ادامه دارد. گزارشهای صنفی در میانه شهریور 1405 از این حکایت داشت که بازار هنوز به رونق مورد انتظار نرسیدهاست. این وضعیت وقتی کنار موجودی بالای کالا قرار میگیرد، معنای مهمی پیدا میکند: کالا برای فروش آماده است، اما مصرفکننده با احتیاط بیشتری خرید میکند.
این احتیاط را نباید به کاهش علاقه مردم به لوازمالتحریر تعبیر کرد. دانشآموز همچنان دفتر میخواهد و مدرسه همچنان لوازم میخواهد. تقاضای پایه از بین نرفتهاست؛ آنچه تغییر کرده، نوع تقاضا است. خانواده بهجای خرید هرآنچه میخواهد، آنچه را میتواند میخرد. تفاوت این دو بسیار مهم است. در اقتصاد عادی، مصرفکننده میان چند کالا انتخاب میکند. در اقتصاد تحتفشار، مصرفکننده ابتدا ضروریات را جدا میکند و بعد اگر پول باقی ماند، سراغ انتخابهای دیگر میرود.
در نتیجه، کالاهای فانتزی زودتر آسیب میبینند. دفترهای خاص، جامدادیهای فانتزی، کیفهای برند، مدادرنگیهای بسیار پررنگ، مجموعههای گرانقیمت ماژیک و سایر اقلامی که میتوان آنها را با نمونه سادهتر جایگزین کرد، بیشتر در معرض حذف قرار میگیرند. این تصمیم از نظر اقتصادی منطقی است، اما برای صنعت نیز پیام دارد: کاهش قدرت خرید فقط حجم فروش را تغییر نمیدهد؛ ترکیب فروش را هم تغییر میدهد.
چرا تولید داخل ارزان نشدهاست؟
افزایش قیمت لوازمالتحریر در شرایطی اتفاق افتاده که خود صنعت نیز با افزایش هزینههای تولید روبهرو است. فعالان این حوزه از نوسان قیمت مواد اولیه پتروشیمی، مشکلات ارزی، محدودیتهای ثبت سفارش، هزینههای تولید، قطعی برق و دشواری تأمین برخی مواد اولیه سخن گفتهاند.
بههمین دلیل، قیمت یک دفتر یا خودکار را نمیتوان فقط به خردهفروش نسبت داد. قیمت نهایی نتیجه زنجیرهای از هزینههاست؛ مواد اولیه، تولید، انرژی، نیروی انسانی، بستهبندی، حملونقل، عمدهفروشی و خردهفروشی در نهایت روی همان برچسب قیمت ظاهر میشوند.
دفتر فقط کاغذ نیست. هزینه چاپ، جلد، صحافی، بستهبندی و حمل نیز دارد. خودکار فقط پلاستیک و جوهر نیست و کیف نیز فقط پارچه و زیپ نیست. در هر کدام، مجموعهای از هزینههای تولید و توزیع روی قیمت نهایی اثر میگذارند.
در اظهارات صنفی شهریور 1405 نیز همین فشار دیده میشود؛ تولیدکنندگان گفتهاند افزایش قیمت امسال وجود داشته، اما در برخی موارد کمتر از رشد هزینه مواد اولیه، پتروشیمی، دستمزد و حاملهای انرژی بوده است، زیرا بازار کشش افزایش بیشتر قیمت را ندارد.
از سوی دیگر، گزارشهای صنفی دیگری در شهریور 1405 از افزایش حدود 50 درصدی بخش بزرگی از محصولات و رشد کلی 50 تا 100 درصدی قیمت نوشتافزار نسبت به سال قبل سخن گفتهاند. تفاوت این بازهها نشان میدهد بازار نوشتافزار یک بازار یکدست نیست. دفتر با خودکار، مداد با کیف و کالای داخلی با کالای وارداتی ساختار هزینه یکسانی ندارند.
این مسئله درباره تولید داخلی نیز صدق میکند. اینکه حدود 80 درصد اقلام پرمصرف بازار از تولید داخل تأمین میشود، به این معنا نیست که قیمت کالاهای ایرانی از تغییرات هزینهای مصون میماند. اگر مواد اولیه، انرژی، دستمزد، حملونقل یا قطعات مورد نیاز تولید گران شوند، تولیدکننده داخلی نیز با افزایش هزینه مواجه میشود.
برای دفتر حدود 90 درصد نیاز بازار تولید داخل عنوان شده، در خودکار و پاککن بیش از 80 درصد و در مداد حدود 60 تا 70 درصد. در برخی کالاهای دیگر، بهویژه بخشی از ماژیکها، مدادرنگیها و اقلام فانتزی، وابستگی وارداتی بیشتر است.
این تفاوت باعث میشود اثر نرخ ارز و محدودیت واردات بر کالاهای مختلف یکسان نباشد. اما حتی درباره کالاهای داخلی نیز وابستگیهای غیرمستقیم وجود دارد. تولیدکننده داخلی ممکن است برای ماشینآلات، قطعات، مواد شیمیایی، بستهبندی یا بخشی از مواد اولیه به زنجیرهای وابسته باشد که از تغییرات ارزی تأثیر میپذیرد.
در نتیجه، «ساخت ایران» لزوماً بهمعنای جدا بودن قیمت کالا از اقتصاد کلان نیست. از سوی دیگر، افزایش سهم تولید داخلی نیز بهتنهایی به معنای افزایش قدرت خرید یا رونق بازار نیست. اگر واردات کاهش پیدا کند و سهم تولیدکننده داخلی از بازار بیشتر شود، ممکن است درصد تولید داخلی بالا برود، بدون اینکه اندازه واقعی بازار یا قدرت خرید خانوار افزایش یافته باشد.
از سوی دیگر قیمت در صنعت لوازمالتحریر در یک نقطه شکل نمیگیرد. افزایش قیمت یک ماده اولیه میتواند ابتدا در کارخانه دیده شود و بعد از عبور از تولید، بستهبندی، حملونقل، عمدهفروشی و خردهفروشی به قیمت نهایی برسد.
فعالان بازار در شهریور 1405 نیز از افزایش شدید نرخ ارز نسبت به سال قبل سخن گفتهاند و آن را یکی از عوامل فشار بر هزینهها دانستهاند. در روایتهای صنفی، نرخ ارز بازار آزاد از محدوده 80 تا 90 هزار تومان در شهریور سال قبل به محدوده بسیار بالاتری رسیده و نرخ مرکز مبادله نیز افزایش داشته است. این ارقام باید بهعنوان اظهارات فعالان بازار خوانده شوند، نه یک نرخ ثابت و واحد برای تمام معاملات.
اما اثر اقتصادی آن روشن است: افزایش نرخ ارز میتواند هزینه مواد اولیه و کالاهای وارداتی را بالا ببرد و از طریق زنجیره تأمین بر کالاهای داخلی نیز اثر بگذارد. در چنین شرایطی، فروشنده نخستین حلقه ایجادکننده گرانی نیست. همانطور که تولیدکننده نیز تمام افزایش هزینه را به مصرفکننده منتقل نمیکند. بخشی از هزینه ممکن است در مسیر تولید یا توزیع جذب شود، اما اگر فاصله میان هزینه تولید و قدرت خرید زیاد شود، فشار در نهایت به بازار مصرف منتقل میشود.
تولیدکننده برای حفظ بازار ممکن است بخشی از افزایش هزینه را تحمل کند. این تصمیم در کوتاهمدت میتواند مانع افزایش بیشتر قیمت شود، اما اگر ادامه پیدا کند، حاشیه سود را کاهش میدهد و سرمایهگذاری و توسعه تولید را دشوار میکند. از سوی دیگر، خانوار برخلاف تولیدکننده نمیتواند قیمت کالای خود را افزایش دهد. کارمند نمیتواند حقوق خود را هر هفته با قیمت دفتر تنظیم کند و کارگر نیز نمیتواند دستمزدش را متناسب با قیمت کیف مدرسه تغییر دهد. درآمد خانوار معمولاً با فاصله زمانی نسبت به قیمتها افزایش مییابد و همین فاصله، قدرت خرید را کاهش میدهد.
مهر؛ شوک نقدینگی، نه فقط شوک قیمت
خانوادهای که پول کافی ندارد، لزوماً اختیار زمان خرید را نیز ندارد. ممکن است منتظر حقوق باشد، منتظر پرداخت یک طلب بماند، ابتدا اجاره خانه را بپردازد یا هزینه درمان و قسط پیشبینینشدهای داشته باشد. برای چنین خانوادهای، زمان خرید بر اساس بهترین قیمت تعیین نمیشود؛ بر اساس زمانی تعیین میشود که پول در دسترس باشد.
اینجاست که مهر میتواند برای خانوارهای کمدرآمد به یک شوک نقدینگی تبدیل شود. چند هزینه همزمان میشوند و همه آنها نیز ضروریاند. اجاره خانه را نمیتوان حذف کرد، خوراک را نمیتوان حذف کرد و مدرسه نیز هزینه خود را دارد.
اگر هزینه نوشتافزار بالا برود، بخشی از درآمدی که میتوانست برای پوشاک، خوراک، تفریح یا پسانداز استفاده شود، به مدرسه منتقل میشود. بنابراین معنای واقعی یک کوله چهار میلیون تومانی یا یک دفتر چندصد هزار تومانی فقط در عدد روی برچسب نیست؛ باید دید این رقم چه سهمی از درآمد خانواده را میبلعد.
خانوادهها نیز شرایط یکسانی ندارند. خانوادهای با یک دانشآموز با خانوادهای سهدانشآموز یکسان نیست. دانشآموز ابتدایی نیازهای کاملاً مشابهی با دانشآموز متوسطه ندارد. خانوادهای که کیف سال گذشته سالم مانده است، میتواند همان را استفاده کند؛ خانوادهای که کیف فرزندش خراب شده، چنین امکانی ندارد.
برخی اقلام قابل استفاده مشترکاند و برخی دیگر مصرفی و غیرقابلاستفاده مجدد. بههمین دلیل، هزینه سه دانشآموز را نمیتوان سهبرابر هزینه یک دانشآموز محاسبه کرد، اما اصل مسئله روشن است: با افزایش تعداد دانشآموزان، فشار هزینهای مهر نیز بیشتر میشود.
درآمد خانواده اما در شهریور یکباره چند برابر نمیشود. حقوق ماهانه همان است و سایر هزینهها نیز سر جای خود باقی ماندهاند. خانواده ممکن است برای تأمین هزینه مدرسه از پسانداز استفاده کند، قرض بگیرد، خرید برخی اقلام دیگر را عقب بیندازد یا وسایل سال گذشته را دوباره وارد چرخه مصرف کند.
تورم عمومی؛ عددی که پشت دفتر ایستاده است
فشار بازار لوازمالتحریر را باید در کنار تورم عمومی دید، اما این دو را نباید یکی دانست. تازهترین داده قابلاتکایی که برای این گزارش در اختیار است مربوط به تیر 1405 است. بر اساس دادههای مرکز آمار، تورم سالانه کشور در تیرماه 66 درصد، تورم نقطهبهنقطه 87.9 درصد و تورم ماهانه 3.1 درصد اعلام شده است.
در خرداد 1405 نیز تورم ماهانه 5.9 درصد ثبت شده بود که نسبت به 8.8 درصد اردیبهشت کاهش داشت، اما همچنان نشاندهنده افزایش قابلتوجه سطح عمومی قیمتها در یک ماه بود. تورم نقطهبهنقطه خرداد نیز 88.6 درصد اعلام شد. در همان ماه، اختلاف میان دهکهای هزینهای نیز قابلتوجه بود. این تفاوت اهمیت دارد، زیرا تورم برای همه خانوارها با شدت یکسان احساس نمیشود. خانواری که بخش بزرگتری از درآمد خود را صرف کالاهای ضروری میکند، در برابر افزایش قیمت این کالاها آسیبپذیرتر است.
از سوی دیگر، بانک مرکزی برای 12 ماه منتهی به خرداد 1405 نرخ تورم سالانه 57.7 درصد را اعلام کرده بود. بنابراین ارقام مرکز آمار و بانک مرکزی باید جدا از یکدیگر خوانده شوند و بدون توضیح در کنار هم قرار نگیرند؛ تفاوت روش و تعریف شاخص باعث میشود ارقام دو نهاد الزاماً یکسان نباشد.
در شهریور 1404 نیز نشانههای فشار بر بازار لوازمالتحریر دیده میشد. در برخی گزارشهای صنفی آن سال، افزایش قیمت محصولات داخلی حدود 10 درصد و محصولات خارجی حدود 35 درصد عنوان شده بود. همچنین گزارشهایی از سبد ساده لوازم مدرسه در محدوده 4 تا 8 میلیون تومان منتشر شده بود.
این ارقام را نمیتوان با سبد 13 تا 15 میلیون تومانی سال 1405 مقایسه کرد، زیرا ترکیب دو سبد یکسان نیست. یک سبد ممکن است سادهتر و دیگری متوسطتر باشد. اما کنار هم گذاشتن روایت بازار در دو سال نشان میدهد هزینه بازگشت به مدرسه برای خانوادهها به مسئلهای سنگینتر تبدیل شدهاست.
از اینجا باید میان سه نوع عدد نیز تفاوت گذاشت: قیمت نمونه، برآورد صنفی و شاخص رسمی. قیمت یک دفتر مشخص در یک فروشگاه، قیمت نمونه است. گزارش اتحادیه درباره افزایش 50 تا 100 درصدی، برآورد صنفی است. شاخص رسمی تورم، داده آماری است. این سه را نمیتوان جای یکدیگر نشاند. اما حتی با این تفکیک، یک واقعیت در بازار دیده میشود: هزینه تهیه لوازم مدرسه افزایش یافته و قدرت خرید بخشی از خانوارها کاهش پیدا کرده است.
صورتحسابی که از دفتر شروع میشود
هزینه لوازمالتحریر البته تمام هزینه بازگشایی مدرسه نیست. لباس فرم، کفش، کیف، کتابهای درسی یا کمکدرسی، سرویس رفتوآمد، تغذیه، قمقمه، وسایل ورزشی و هزینههای جانبی دیگر ممکن است جداگانه به خانوار تحمیل شوند. بنابراین برآورد 13 تا 15 میلیون تومان را باید برآوردی برای یک سبد لوازم مدرسه دانست، نه هزینه کامل تحصیل یک دانشآموز.
اما همین تفکیک، مسئله را کوچک نمیکند؛ برعکس، نشان میدهد چرا هزینههای پراکنده مدرسه در شهریور به یک فشار متمرکز تبدیل میشوند. خانواده در یک ماه باید چندین پرداخت را انجام دهد. اجاره، قسط، خوراک، درمان، قبضها و هزینه مدرسه روی یکدیگر قرار میگیرند. در چنین شرایطی، حتی هزینهای که در مقایسه با مسکن یا خوراک کوچکتر بهنظر میرسد، میتواند آخرین فشار واردشده بر بودجهای باشد که پیش از آن نیز تحتفشار قرار گرفته است.
بازار لوازمالتحریر شهریور 1405 فقط روایت دفترهای گرانتر، مدادرنگیهای چندصدهزار تومانی یا کیفهای چندمیلیونی نیست. این بازار تصویری از یک تغییر بزرگتر در رفتار اقتصادی خانوار ارائه میدهد: خانواده هنوز خرید میکند، اما دیگر همان چیزی را که میخواهد نمیخرد؛ همان مقدار را نمیخرد؛ همان کیفیت را نمیخرد و لزوماً در همان زمانی که میخواهد نیز خرید نمیکند.
در این بازار کالا کم نیست. حتی موجودی انبارها از نیاز سالانه بیشتر برآورد شدهاست. مسئله در سمت دیگر بازار قرار دارد؛ جایی که خانواده باید میان درآمد محدود و فهرستی از نیازهای ضروری مدرسه تعادل برقرار کند.
دفتر 70 هزار تومانی کوهدشت، دفتر 375 هزار تومانی شهریور، خودکار 60 هزار تومانی، مدادنوکی 700 هزار تومانی یا کوله 4 میلیون تومانی هرکدام بهتنهایی فقط یک قیمتاند. معنای اقتصادی آنها زمانی آشکار میشود که کنار یکدیگر قرار بگیرند و وارد بودجه خانواده شوند. مهر از همینجا آغاز میشود؛ نه از زنگ مدرسه، بلکه از حسابوکتاب، از جمعزدن قیمت دفترها، کمکردن هزینهها، و مقایسه برندها.