پیام فارس - باشگاه خبرنگاران / متن پیش رو در باشگاه خبرنگاران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
جنگ با ایران میلیاردها دلار برای آمریکا هزینه داشته و نگرانیها درباره قیمت انرژی و ذخایر تسلیحاتی را افزایش داده است.
بر اساس گزارش دفتر بودجه کنگره آمریکا که ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، هزینه عملیات نظامی علیه ایران تا اوت به حدود ۴۵ میلیارد دلار رسیده بود. این رقم شامل هزینه مهمات مصرفشده، جایگزینی تجهیزات ازدسترفته، عملیات نظامی و سوخت است؛ اما تمام هزینههای دولت آمریکا یا خسارتهای اقتصادی جنگ را در بر نمیگیرد.
مارک زندی، اقتصاددان ارشد مؤسسه مودیز آنالیتیکس، برآورد کرده است که جنگ علیه ایران طی هشت ماه گذشته نزدیک به ۲ هزار دلار هزینه اضافی به هر خانوار آمریکایی تحمیل کرده و در مجموع ۲۶۵ میلیارد دلار به اقتصاد ایالات متحده هزینه وارد آورده است.
دفتر بودجه کنگره برآورد کرده است که در صورت تداوم درگیری با شدت پایین، هر ماه حدود دو میلیارد دلار و در صورت افزایش شدت عملیات، حدود سه میلیارد دلار دیگر به هزینههای وزارت دفاع افزوده شود. این ارقام برآوردهایی مشروط به شدت درگیریاند، نه هزینه قطعی ماههای آینده.
هزینه جنگ فقط به پولی که از بودجه نظامی پرداخت میشود محدود نیست؛ این نهاد هشدار داده است که مصرف مهمات و رهگیرهای پدافندی، ذخایر تسلیحاتی آمریکا را برای چند سال کاهش میدهد. بازسازی این ذخایر هم به منابع مالی نیاز دارد و هم زمانبر است؛ موضوعی که میتواند آمادگی نظامی واشنگتن برای بحرانهای احتمالی دیگر را تحت تأثیر قرار دهد. CBO همچنین تأکید کرده است که بهدلیل دریافتنکردن اطلاعات درخواستی از وزارت دفاع، برآورد هزینهها با عدمقطعیت همراه است.
فشار اقتصادی؛ از بازار انرژی تا هزینه زندگی
یکی از مهمترین پیامدهای اقتصادی جنگ، اختلال در انتقال انرژی از تنگه هرمز و مسیرهای کشتیرانی منطقه است. هرچه انتقال نفت و گاز با خطر و محدودیت بیشتری روبهرو شود، احتمال افزایش هزینه انرژی و حملونقل بیشتر خواهد شد؛ هزینههایی که میتوانند به قیمت کالاها و خدمات منتقل شوند.
دفتر بودجه کنگره افزایش فشارهای تورمی ناشی از اختلال در عرضه انرژی را از پیامدهای اقتصادی درگیری دانسته است؛ اما سهم دقیق جنگ در تغییر قیمتها را نمیتوان بهسادگی از دیگر عوامل، از جمله تعرفههای تجاری و شرایط عمومی اقتصاد، جدا کرد. ازاینرو، نسبتدادن تمام افزایش قیمتها به جنگ، بدون شواهد بیشتر، دقیق نیست.
افزایش شدید قیمت انرژی، از جمله نفت و فرآوردههای نفتی، بزرگترین سهم را در این بار مالی داشته و با افزایش قیمت سوخت، قبوض گرمایش منازل و هزینه حمل ونقل کالاهای تجاری، حدود هزار و ۱۰۰ دلار به مخارج هر خانوار افزوده است. قیمت بنزین معمولی از کمتر از سه دلار پیش از آغاز درگیری به ۴.۳۷ دلار در هر گالن رسیده، قیمت گازوئیل از ۶ دلار در هر گالن فراتر رفته و بهای سوخت هواپیما تقریبا دو برابر شده است.
برای دولت آمریکا، این فشار اقتصادی بُعد سیاسی هم دارد: افزایش هزینه سوخت مستقیماً در زندگی روزمره مردم احساس میشود، در حالی که هزینههای نظامی و جایگزینی تسلیحات از بودجه عمومی تأمین میشوند. به همین دلیل، طولانیشدن جنگ میتواند بحث درباره اولویتهای هزینهای دولت را تشدید کند؛ بهویژه اگر خانوارها همزمان با افزایش هزینه زندگی روبهرو باشند.
نارضایتی مردم؛ جنگی که حمایت عمومی را از دست میدهد
نتایج نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو که در ۸ اکتبر منتشر شد، نشان میدهد ۶۵ درصد آمریکاییها از نحوه مدیریت عملیات نظامی علیه ایران از سوی دونالد ترامپ ناراضیاند؛ در مقابل، ۳۳ درصد از عملکرد او حمایت کردهاند. این نظرسنجی بر پایه پاسخهای ۵هزار و ۶۲ بزرگسال آمریکایی انجام شده است.
نگرانیها فقط به نحوه مدیریت رئیسجمهور محدود نیست. در همین نظرسنجی، ۷۳ درصد از پاسخدهندگان درباره افزایش قیمت بنزین و سوخت و ۷۱ درصد درباره زخمی یا کشتهشدن نیروهای آمریکایی ابراز نگرانی جدی کردند. همچنین ۵۸ درصد نگران احتمال اعزام نیروهای زمینی آمریکا به ایران بودند.
این نتایج نشان میدهد که هزینه زندگی و احتمال تلفات نظامی، در کنار اهداف اعلامشده عملیات، در ارزیابی مردم از جنگ نقش مهمی دارند. البته نارضایتی از عملکرد ترامپ را نباید به معنای مخالفت تمام آمریکاییها با هرگونه اقدام نظامی تعبیر کرد.
کنگره؛ اختلاف بر سر هزینه و اختیار ادامه جنگ
در واشنگتن، جنگ به موضوعی مناقشهبرانگیز در رقابتهای سیاسی نیز تبدیل شده است. گزارش آسوشیتدپرس در اکتبر نشان میدهد که نامزدهای دموکرات و گروههای همسو با آنان در تبلیغات انتخاباتی، رأی برخی جمهوریخواهان به حمایت از جنگ را به افزایش هزینههای زندگی پیوند دادهاند. از اول سپتامبر بیش از ۴۳ هزار آگهی مرتبط با ایران پخش شده که هزینه مجموع آنها حدود ۴۲ میلیون دلار گزارش شده است؛ بسیاری از این آگهیها بر نگرانیهای مربوط به هزینه زندگی تمرکز دارند.
این تحولات نشان میدهد که جنگ از یک موضوع سیاست خارجی فراتر رفته و به مسئلهای در رقابتهای داخلی آمریکا تبدیل شده است. اختلاف بر سر قطعنامههای محدودکننده اختیارات جنگی رئیسجمهور نیز نمایندگان را در برابر تصمیمی سیاسی قرار داده است: حمایت از ادامه عملیات یا مطالبه محدودیت و نظارت بیشتر بر آن.
با این حال، شواهد موجود از اختلاف و فشار سیاسی حکایت دارند، نه مخالفت یکپارچه کنگره با جنگ. همچنین تبلیغات انتخاباتی، به تنهایی، نشان نمیدهد که رأیدهندگان در نهایت بر اساس این موضوع تصمیم خواهند گرفت.
پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، از جمله رهبران اروپایی است که با شعار «نه به جنگ» خواستار بازگشت به مسیر دیپلماسی شده است. او با اشاره به تجربه عراق، درباره هزینههای انسانی و اقتصادی مداخلات نظامی هشدار داده است. موضع او نشاندهنده نگرانی دولت اسپانیاست و نباید آن را موضع مشترک تمام کشورهای اروپایی دانست.
هزینهای فراتر از میدان نبرد
همانطور که گفتیم برآورد رسمی ۳۸ میلیارد دلاری، تنها هزینه مستقیم نظامی آمریکا تا اول اوت را نشان میدهد. در کنار آن، کاهش ذخایر تسلیحاتی، خطر فشار بر قیمت انرژی و نارضایتی بخش بزرگی از افکار عمومی، ابعاد دیگری از هزینه جنگ را آشکار میکنند.
در عرصه سیاسی نیز اختلاف بر سر اختیارات جنگی و تبدیلشدن موضوع ایران به محور تبلیغات انتخاباتی نشان میدهد که ادامه عملیات برای دولت ترامپ فقط یک تصمیم نظامی نیست؛ تصمیمی است که پیامدهای بودجهای و سیاسی آن در داخل آمریکا نیز مورد مناقشه قرار گرفته است. با وجود این، هنوز نمیتوان رقم واحد و قطعی برای مجموع خسارت اقتصادی جنگ اعلام کرد؛ هزینههای مستقیم نظامی و پیامدهای گستردهتر اقتصادی، دو مقوله متفاوتاند.
اما نکته قابل توجه این است که اگر قیمت انرژی همچنان بالا بماند، خانوارهای آمریکایی ممکن است در ماههای آینده با موج تازهای از گرانی روبهرو شوند؛ موجی که این بار فراتر از پمپبنزینها و بلیت هواپیما، دامنه گستردهتری از کالاهای روزمره را دربر خواهد گرفت.