سه شنبه ۲۳ تير ۱۴۰۵
مقالات

مردی که بنای روزنامه «اطلاعات» را گذاشت

مردی که بنای روزنامه «اطلاعات» را گذاشت
پیام فارس - اطلاعات/متن پیش رو در اطلاعات منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست محمد محمودهاشمی| «ما از ابتدای شروع به کار تاکنون که مؤسسه اطلاعات وسعت ...
  بزرگنمايي:

پیام فارس - اطلاعات /متن پیش رو در اطلاعات منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
محمد محمودهاشمی| «ما از ابتدای شروع به کار تاکنون که مؤسسه اطلاعات وسعت بسزایی یافته و چندصد نفر در آن کار می‌کنند که در واقع با عائله‌های خود تعداد چندهزار نفری را تشکیل می‌دهد پیوسته کار آزاد را بر کارهای اداری و دولتی ترجیح داده‌ایم و خود هم در این راه گام برداشته‌ایم و هیچ وقت نخواستیم که بر خزانه دولت دست‌اندازی کنیم و همیشه مردم را هم تشویق نموده‌ایم که به کارهای آزاد بپردازند و از پشت میز نشستن و سربار جامعه شدن و دست به سوی صندوق بیت‌المال دراز کردن احتراز جویند.
اگر این سبک و سیره، عمومیت پیدا کرده بود امروز مملکت دچار این وضع عجیب نمی‌شد که هشتاد درصد بودجه کشور خرج حقوق کارمندان بشود و کارها هم همه فلج و به جای اصلاح در تمام شئون اجتماعی فساد به بار آید.»
متن فوق نوشته‌ای از ویژه‌نامه مؤسسه اطلاعات در ۱۷ مهر سال ۱۳۲۹ است که به مناسبت جشن بیست و پنجمین سال آغاز فعالیت روزنامه اطلاعات منتشر شده است. عباس مسعودی مؤسس روزنامه اطلاعات از ابتدا، بنای روزنامه را بر مستقل بودن آن از دولت گذاشت. سیاستی که خود تا زمانی که زنده بود آن را دنبال کرد و پس از انقلاب اسلامی، سرپرستان مؤسسه اطلاعات یعنی حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمود دعایی، دکتر سید عباس صالحی و حجت‌الاسلام و المسلمین عبدالرضا ایزدپناه هم به همین روش مؤسسه اطلاعات را اداره و استقلال مالی روزنامه را حفظ کرده‌اند. روزنامه‌ای که مستقل از دولت‌ها باشد، با تغییر و تحول دولت‌ها، دستخوش تغییر جهت سیاسی نمی‌شود و مصالح ملی را در اولویت خبررسانی قرار می‌دهد.اما عباس مسعودی که بود و چگونه به این نتیجه رسید که باید به این روش به حرفه روزنامه‌نگاری بپردازد به گونه‌ای که نتیجه‌اش عمر طولانی و یکصد ساله این روزنامه و استقلال آن از وابستگی به بودجه دولتی است؟
دوره کودکی
عباس مسعودی فرزند حاج محمدعلی رئیس صنف قصابان و چوبدارهای تهران بود. حاج محمدعلی اختیار اداره توزیع و قیمت‌گذاری گوشت پایتخت را در اواخر دوره سلسله قاجاریه داشت. او مردی خوش نیت و خیّر بود و تا آنجا که در توان داشت از فقرا دستگیری می‌کرد. به همین خاطر ثروتی نیندوخته بود و چون اقشار طبقه متوسط جامعه زندگی می‌کرد. عباس پسر او از زن دوم بود. عمر حاج محمدعلی طولانی نبود و زمانی که عباس دوازده سیزده سال بیشتر نداشت او از دنیا رفت. پسر بزرگش جانشین او شد و در همان صنف فعالیت خانواده را ادامه داد. اما عباس از ابتدا روحیه‌ای مستقل داشت و به دنبال تحصیل رفت. او در تحصیل کوشا بود و به جای اینکه مانند سایر کودکان در کوچه‌ها به دنبال بازی باشد تمام وقتش را به مطالعه و یادگیری دروس می‌گذراند.منزل آنها در کوچه اسماعیل بزاز( مولوی فعلی) بود که در آن زمان در مرکز تهران واقع شده بود. مرگ پدر بر زندگی عباس تأثیر گذاشت. او تحصیلش را ادامه داد ولی از همان زمان خواست تا همزمان با تحصیل کار کند و استقلال مالی خود را به دست آورد.
حجره فرشچی
کوشش در جوهره وجودی او بود و از همان ابتدا یا مشغول درس بود و یا کار می‌کرد. همین روحیه پرانرژی او را در سنین نوجوانی به حجره فرش فروشی شوهر خواهرش کشاند. او در آنجا مشغول حساب و کتاب و دفترنویسی محمد اسماعیل فرشچی شد.
او چنان در حجره از خود قابلیت و درستکاری نشان داد که وقتی محمداسماعیل فرشچی تصمیم گرفت به سفر حج برود، حجره‌اش را به میرزا عباس سپرد.
آن زمان سفر حج چندین ماه و حتی یک سال به طول می‌انجامید و این زمان طولانی باعث می‌شد تا هر فردی که بخواهد به سفر حج برود، هم اهل و عیالش و هم کسب و کارش را به افراد معتمد و کاردانی بسپارد تا با خیالی راحت عازم این سفر طولانی شود. میرزا اسماعیل فرشچی هم این شایستگی و امانتداری را در میرزا  عباس دید که اختیار کامل حجره معتبرش در بازار تهران را به او بسپارد. این حسن ظن البته جوابی مناسب و درخور گرفت. وقتی حاج اسماعیل به تهران رسید و به بررسی حساب و کتاب حجره‌اش پرداخت متوجه شد که در زمان غیبت او میرزا عباس نه تنها توانسته تمام دارایی او را حفظ کند، بلکه سود سالیانه حجره او از سال‌های قبل بیشتر شده است.
با اعتباری که میرزا عباس در طول کار در حجره حاج اسماعیل فرشچی به دست آورد توانست در زمینه فرش فروشی و عتیقه‌فروشی فعال شود و کسب و کاری برای خود به راه اندازد.
کارگر چاپخانه
یک جا نشستن و درجا زدن در قاموس میرزا  عباس جایی نداشت. روح خلاق و ذهن فعال او در قفس یک مغازه نمی‌گنجید. او درس خوانده بود تا به جایگاهی که شایسته آن است دست پیدا کند. علاقه او به روزنامه چنان زیاد بود که تصمیم گرفت وارد عرصه چاپ و نشر شود.
چاپخانه روشنائی مهمترین چاپخانه‌ای بود که مطبوعات برای نشر روزنامه از آن استفاده می‌کردند. میرزا عباس که می‌خواست به این عرصه وارد شود به آن چاپخانه رفت تا در آنجا کاری درخور به دست آورد و راهی برای روزنامه نگار شدن برای خود باز کند.
مسئول چاپخانه تنها یک جای خالی برای به کارگرفتن میرزا عباس داشت. میز حروفچینی نیاز به یک کارگر جدید داشت. در آن زمان حروفچینی کار بسیار سختی بود. حروف سربی که به جوهر آلوده بود باید در ردیف‌هایی مرتب کنار هم قرار می‌گرفتند. این کار به خاطر سربی بودن حروف خطرناک بود. سرب سمی بود و امکان این وجود داشت که حروفچین‌ها بیمار شوند. همچنین حروفچینی نیاز به چابکی و دقتی فوق‌العاده داشت. هرگونه سستی یا کم توجهی باعث چاپ اشتباه یا خراب روزنامه می‌شد و اعتبار چاپخانه را با خطر مواجه می‌کرد.
میرزا عباس که فردی باسواد بود، پذیرفت تا حروفچین چاپخانه شود. کار را با دقت و چابکی بسیار انجام داد و به سرعت در شغل خود ماهر شد. او به این امر اکتفا نکرد. او در کنار کار، تحصیلاتش را تکمیل کرد. مقاله‌ها و گزارش‌های خبری را خواند و با روزنامه‌نگاران مشهور آن زمان همکلام شد تا فوت و فن روزنامه‌نگاری را یاد بگیرد.
او شب‌ها تا دیروقت در چاپخانه کار می‌کرد. اواخر دوره قاجاریه خیابان‌ها و کوچه‌ها در شب بسیار تاریک بود. راه‌ها ناهموار و با پستی و بلندی بود و در آن شرایط فردی که در شب می‌خواست مسیری را طی کند با چراغ تا چند قدم جلوتر خود را بیشتر نمی‌دید. در این شرایط میرزا عباس در تاریکی نیمه شب مسیر خود را از چاپخانه در خیابان علاء الدوله تا محل زندگی‌اش در خیابان اسماعیل بزاز پیاده طی می‌کرد، اما او از این کار طولانی و طاقت‌فرسا نه تنها خسته ‌نشد، بلکه از این فرصت بهره گرفت و توانست خبرنگاری را نیز یاد بگیرد. او با آشنایی مؤثری که با مدیران جراید در چاپخانه پیدا کرد، توانست گزارش‌های خبری خود را در روزنامه‌های آنها چاپ کند.
اولین دفتر خبرگزاری
میرزا عباس خبرنگار مهم روزنامه‌هایی چون شفق سرخ شده بود. جراید خبرهای تهیه شده او را در روزنامه‌خود منتشر می‌کردند. چنان کارش مورد توجه قرار گرفت و مشتریان خبرهای او در روزنامه‌ها فراوان شدند که کار در چاپخانه را کنار گذاشت و تمام وقت به خبرنگاری مشغول شد.
میرزا عباس که حالا نام خانوادگی مسعودی را برای خود انتخاب کرده بود، صاحب یک دفتر خبرگزاری کوچک شد. او در کنار چند خبرنگار دیگر اخبار مهم وزارتخانه‌ها مجلس شورای ملی و سایر اخبار مملکت و اخبار خارجی را تهیه می‌کردند و به جراید می‌دادند. کار آنها چنان موفق بود که دفتر بزرگتری برای خود گرفتند. آن دفتر قسمتی از اقامتگاه علاءالدوله در خیابان لاله‌زار بود. جایی که بعدا تبدیل به اولین محل انتشار روزنامه اطلاعات شد.
دوره قدرت گرفتن رضاخان
زمانی مسعودی تبدیل به یک خبرنگار حرفه‌ای شد که شرایط در ایران و در عرصه روزنامه‌نگاری در حال دگرگونی بود. رضاخان در پی کودتای ۱۲۹۹ بر سر کار آمد و در عرض دو سال مسند نخست‌وزیری را به دست آورد. دوره‌ای که فضای سیاسی در ایران بسته شد. روزنامه‌ها توقیف و یا محدود شدند و هر روز برای روزنامه‌نگاران مشکلی به وجود می‌آمد. یک روز رضاخان به دفتر روزنامه ستاره ایران می‌رفت و میرزا حسین خان صبا مدیر روزنامه را چنان به باد کتک می‌گرفت که او نقش زمین می‌شد. روز دیگر محمد درگاهی رئیس نظمیه فردی را اجیر می‌کرد تا میرزاده عشقی مدیر روزنامه قرن بیستم را در منزلش بکشد.
در این شرایط مسعودی با علاقه بی‌پایانی که به خبرنگاری داشت تلاش خود را می‌کرد تا هم کار حرفه‌ای خود را به بهترین شکل انجام دهد و هم بهانه‌‍ای به دست عوامل حکومت رضاخان ندهد.
اما درگاهی کسی نبود که زهر خود را به روزنامه‌نگاران موفقی چون مسعودی نریزد. روزی مأموران نظمیه مسعودی را به بهانه تهیه یک خبر راجع به فوت یک زندانی در زندان دستگیر کردند و به زندان انداختند. اما علی دشتی که در آن زمان خود از اخبار تهیه شده مسعودی استفاده می‌کرد و همچنین از طرفداران پر وپاقرص رضاخان بود، واسطه شد و زمینه آزادی مسعودی را از زندان فراهم آورد. مسعودی آموخت که در این فضای بسته، چگونه فعالیت حرفه‌ای خود را انجام دهد که هم خبررسانی صحیح داشته باشد و هم به  گونه‌ای خبرها را تهیه و گزارش کند که حساسیت رضاخان و عمالش برانگیخته نشود.
روزنامه اطلاعات
مسعودی اسم مؤسسه خبری خود را اطلاعات گذاشت. جراید مختلف از اخبار خبرگزاری اطلاعات را دریافت و چاپ می‌کردند ولی در عوض پول این اخبار و گزارش‌ها را مرتب پرداخت نمی‌کردند. به همین سبب، مسعودی تصمیم گرفت روزنامه اطلاعات را تأسیس کند. محل روزنامه محل خبرگزاری مسعودی بود.
مسعودی کار خود را مقارن با سال نخست سلطنت رضاشاه شروع کرد. تیرماه سال ۱۳۰۵ اولین شماره روزنامه اطلاعات منتشر شد. اخبار روزنامه به خبر افتتاح مجلس ششم دوره مشروطه اختصاص داشت. مشی مسعودی حفظ استقلال روزنامه و انجام حرفه‌ای فعالیت روزنامه‌نگاری بود.
او که تجربه مدیریت مالی روزنامه، کار در چاپخانه و در شغل حروفچینی و خبرنگاری را به همراه داشت، توانست بسیار سریع‌تر از آنچه تصور می‌شد روزنامه‌ای موفق را راهی بازار نشر کند. روزنامه‌‎ای که با گرفتن آگهی و فروش موفق توانست حیات مستقل مالی خود را برای یک قرن حفظ کند و وابسته به آمدن و رفتن دولت‌ها نباشد. مشی معتدل داشته باشد و از افراط و تفریط بپرهیزد.همین استقلال مالی سبب شد تا روزنامه خبرهای صحیح و بدون حاشیه‌پردازی را همراه با یادداشت‌ها و مقالات وزین در اختیار مخاطبان قرار دهد و اطمینان آنها را جلب کند. هر فردی که در پی به دست آوردن خبری صحیح و بدون غرض بود خبرهای روزنامه اطلاعات را پیگیری می‌کرد. همین اعتماد سرمایه اصلی مسعودی و جانشینانش در روزنامه اطلاعات بوده و هست.


نظرات شما